|
نقش متمایز مهندسی صنایع در ایران
در كشور ما حیطه فعالیت و مسولیت بسیاری از مهندسین فراتر از چارچوب وظایفی است كه به طور متداول در سایر كشورها برای آنان ترسیم گردیده ؛ مدیریت سطوح بالا و میانی بسیاری از كارخانجات و صنایع و همچنین بسیاری از سازمانهای بزرگ خدماتی ، بازرگانی و حتی فرهنگی به مهندسین محول شده است ، درحالیكه در سایر نقاط دنیا اینگونه مسولیتها عموما به مدیران حرفهای كه تحصیلات ویژه مدیریت دارند واگذار میگردد . در آمریكا و در طی چند دهه اخیر واگذاری مدیریت ردهبالا به مدیران مالی و حقوقی روندی صعودی داشته است . اما دلایل وجود این نقص در كشور ما چیست ؟ شاید بتوان به طور اجمال در دو بعد ذیل به این دلایل پاسخ داد : الف - با توجه به وضعیت موجود ایران ، مهندسین بیشترین قابلیت را برای مدیریت كارا و موثر از خود نشان دادهاند كه خود معلول عواملی میباشد از قبیل آنكه دانشجویانی كه رتبههای بهتری حاصل نمودهاند ترجیح میدهند تا در رشتههای مهندسی تحصیل نمایند ؛ لازم به ذكر است كه این پدیده ، خود معلول ساختار نامناسب آموزشی كشورمان میباشد كه در نتیجه آن به رشتههای پراهمیتی چون مدیریت ، اقبال كمتری میشود . ب - در اكثر موارد ، تكنولوژی از خارج كشور خریداری میشود و این موجب میگردد تا نقش واقعی مهندسین كمی تحتتاثیر قرار گیرد . به دلیل محدودیت امكانات ، نیروی مهندسین عمدتا در جهت توسعه و طراحی تكنولوژی مصرف نگردیده است و این موضوع نیز عاملی بوده تا خلاقیت آنان درجهت حل مشكلات و تصمیمگیریهای استراتژیك و عملیاتی و سیاستگذاریهای مدیریتی به كار گرفته شود . اگرچه مهندسین جوان این نوع مسائل را پیشپاافتاده تلقی مینمایند و انتظار دارند تا از تخصص خود در جهت حل مسائل پیچیده زمینه كاری خود استفاده نمایند اما پس از مدتی اهمیت و همچنین پیچیدگی اینگونه تصمیمگیریها را درك مینمایند و با توجه به زمینههای فكری و تجربیات كافی كه در زمینه تحلیل مسائل ریاضی دارند ، راهحلهای مناسبی نیز برای این امور پیدا میكنند ، اگر چه روشهای تصمیمگیری و برخورد با این مسائل را نیاموختهاند . در این رابطه جایگاه مهندسی صنایع با دیگران متفاوت است . در حل مسائل و تصمیمگیریهای یك كارخانه ، مهندسین صنایع نهتنها آموزشهای مناسب دیدهاند ، بلكه با مفاهیم برنامهریزی و بهینهسازی سیستمها نیز آشنایی كامل دارند لذا روشهای برخورد با آنها را تا حد زیادی میدانند ، درحالیكه سایر مهندسین تنها از اطلاعات عمومی و روشهای كلی تجزیهوتحلیل استفاده مینمایند . از سوی دیگر ، با تغییر حركت اقتصادی كشور در جهت اقتصاد غیرمتمركز آزاد ، نقش مهندسین صنایع بسیار حساستر گردید . پیش از آن ، با توجه به قیمت ارز و یارانه سنگینی كه دولت در اختیار كارخانجات مینهاد و همچنین كمبود كالا و عدم وجود رقابت ، مساله كارایی و كیفیت نمیتوانست مطرح باشد و لذا مهمترین عامل موفقیت یك كارخانه بستگی به سهمیه ارزی داشت كه از دولت دریافت مینمود . با تغییر شرایط اقتصادی و حذف یا كاهش یارانه ، مشكلات جدید صنایع جلوهگر شدند . بسیاری از صنایع قادر نیستند محصولات خود را به فروش برسانند و برخی حتی از ادامه حیات خود اطمینان ندارند . تقریبا تمامی صنایع راه نجات خود را در بازسازی ماشینآلات و تجهیزات میدانند و این درحالیست كه امكان چنین سرمایهگذاری سنگینی در همه موارد وجود ندارد و از سوی دیگر نیز ضریب بهره دستگاههای موجود پایین است . اگرچه خرید برخی ماشینآلات برای واحدها ضروریست اما هدف مسلم صنایع ما بایستی افزایش كارایی و بالابردن بهرهوری امكانات موجود باشد و بیشك محور چنین سیاستی مهندسین صنایع خواهند بود . بدینمنظور لازم است ابتدا با طراحی و ایجاد سیستمهای اطلاعاتی مشكلات را شناسایی نمود و سپس به برنامهریزی در جهت افزایش كارایی و ارتقای كیفیت پرداخت . ورود تكنولوژی خارجی نقطه ضعف نیست به شرط آنكه پس از خرید درمورد روشهای تولید و كارایی آنها در داخل كشور فعال بود و این از وظایف خطیر مهندسی صنایع در ایران میباشد . |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در سه شنبه 20 اسفند1387 و ساعت 9:23 بهترین انتخاب در کوتاه ترین زمان
سلام
شاید به نظر این موضوع ربطی به مهندسی صنایع نداشته باشه، ولی به نظر من این موضوع کاملاْ به اصول مهندسی صنایع مربوط می شود زیرا یک مهندس صنایع خوب می بایست بتواند در کوتاه ترین زمان بهترین تصمیم را اتخاذ نماید. ماجرای زیر را بخوانید و جواب سوال را برای من در قسمت نظرات بنویسید : فرض کنید : شما دارای یک اتومبیل با ظرفیت ۲ سرنشین هستید.(یکی از این ۲ سرنشین خود شما هستید.) در کنار شما افراد زیر ایستاده اند : ۱- کسی که عاشفانه به او علاقمند هستید و این اولین و آخرین فرصتی خواهد بود که شما میتوانید با او باشید و در مورد زندگی آینده خودتان و او با هم صحبت کنید. ۲- یک پزشک متخصص مغز و اعصاب که اگر زود به بیمارستان نرسد و بیمار خود را عمل نکند، بیمارش از بین خواهد رفت. ۳- یک پیر زن که اگر هر چه سریع تر به بیمارستان نرسد و تحت نظر یک متخصص قلب قرار نگیرد، از دنیا خواهد رفت. اینک شما چه کار خواهید کرد ؟ آیا آن کسی را که عاشقانه دوست دارید را سوار می کنید ؟ یا آن پزشک را ؟ و یا آن پیر زن را ؟ و یا اینکه تصمیم دیگری اتخاذ می نمایید؟ لطفاْ تصمیمی را که به نظر شما درست است در بخش نظرات همین مطلب بنویسید. در پایان مهر ماه پاسخی را که یک جوان ایرانی به این پرسش داده است و به عنوان بهترین جواب انتخاب شده است را برایتان در ادامه همین مطلب خواهم نوشت.
جواب : جوابی که برای اولین یک جوان ایرانی به این سوال داد این بود که : ماشین رو میدم به دکتر تا همراه با پیرزن به بیمارستان بره و در کنار عشقم میمونم. |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در جمعه 19 مهر1387 و ساعت 15:35 ابعاد محوری مورد انتظار از مهندسین صنایع کدامند؟ و اصول مهندسی صنایع چه جیزهایی میباشند؟
ابعاد محوری مورد انتظار از مهندسین صنایع کدامند؟ اگرچه بنابرآنچه در گام پيش گفتهايم ابعاد گوناگوني را ميتوان به عنوان وظايف مهندسي صنايع خواستار بود ، اما براي نمونه و خطدهي ذهني به ده بعد از اين ابعاد محوري در ذيل اشاره ميكنيم : ۱- مهارتها و فنون مهندسي صنايع كه نقشي حياتي در هر فرآيند بازسازي اقتصادي و اجتماعي دارد را به خدمت گيرد . ۲- طيف قابل ملاحظهاي از بهبود در بهرهگيري از منابع مالي ، انساني ، زماني و معنوي در دسترس را با استفاده از ابزارهاي علمي مدلسازي و شبيهسازي ، تحقق بخشد . ۳- توانايي تدارك سطح هرچه بالاتري از رضايت از خدمات را براي مشتريان در حرفههاي گوناگون ايجاد نمايد . ۴- تغيير در ميزان بازدهي فعاليتهاي در حال انجام در سطح كارگاههاي اجرايي گوناگون را پديد آورد . ۵- با ايجاد ارزش افزوده ، بهبود در شرايط عرضه خدمات و ايجاد رفاه بيشتر در فعاليتها و رفع تنگناها و نارساييها ايجاد كند . ۶- بهرهگيري از فنون بسيار مقدماتي اندازهگيري كاروزمان و روشسنجي تا گونههاي بسيار پيشرفته و مدرن مديريتي توسط كاركنان مديريت در سطوح مختلف را در دستور كار خود داشته باشد . ۷- ايجاد راهكارهايي جهت مقابله با فشارهاي تحميلي از سوي بازار براي افزايش دادن تواناييهاي بازار كار در برابر رقابتهاي گوناگون رودررو ، شناسايي تقاضاهاي جديد و فزاينده مشتري در دستور كار او باشد . ۸- فنون كاهش دادن قيمتها ضمن حفظ كيفيت و نيز ترجمه كيفيتهاي جديد (آوردن كيفيتي بجاي كيفيت ديگر) مورد انتظار ولي پنهان از سوي مشتريان را ، به خدمت گيرد . ۹- زمانهاي كوتاهتر در تحويل كالا و خدمات را به اشكال مختلف گوناگون سازد . ۱۰- توانايي به خدمت گرفتن فناوريهاي جديد روباتيك ، طراحي و توليد توسط كامپيوتر ، شناسايي خودكار ، انبارداري و هدايت خودكار امكانات و تجهيزات را داشته باشد .
اصول مهندسی صنایع چه جیزهایی میباشند؟ اساس مهندسي در هر گرايشي با طراحي مبتني بر اندازهگيري ، محاسبه و تحليل با استفاده از علوم رياضي و تجربي شكل ميگيرد . بدينسبب حرفه مهندسي ديدي كاملا فني و ماشيني دارد كه موجب محدوديت ديدگاه در ابعاد خاص شده و برخي موضوعات مانند يافتن بهترين روشهاي مديريتي و ارتباطات انساني در ديدگاه محض مهندسي ناديده گرفته ميشوند . گفتهايم كه مهندسي صنايع با در برداشتن نگرش سيستماتيك و فراگير ارتباط تخصصهاي مختلف و نهاد مديريت سازمان را ايجاد نموده و امور برنامهريزي ، سازماندهي ، هدايت و نظارت بر امور اجرايي با هماهنگي بيشتري دنبال ميگردد . اين نگرش استمرار همان سير تفكر تيلور و همعصران وي ميباشد كه با تلاش تكتك آنان مجموعه اصول و نگرشهاي مديريت علمي موجوديت يافت . مديريت علمي همان نگرش سنتي مهندسي صنايع است . با پيشرفت مديريت علمي ، مهندسي صنايع با تفكري بر مبناي علوم رياضي ، فيزيكي ، اجتماعي و اقتصادي در عرصه صنعت و خدمات ظهور كرد كه به معني ايجاد يك تفكر فراگير و سيستماتيك بود . نگاه مهندسي صنايع به مسائل از زوايا و ديدگاههاي مختلف همانند توجه به خروجي و محصول سيستم ، توجه به مشتري و يا نگرش به بهرهوري سازمان قابل طرح و پيگيري ميباشد كه بر مبناي اصول فكري تقريبا يكساني دنبال ميگردد . حال ميخواهيم ببينيم اصول فكري مهندسي صنايع بر چه عواملي استوار است : ۱ - خلاقيت فعاليت اصلي هر مهندس صنايع ارائه طرح براي بهبود سيستمهاي جاري و يا طرحي جديد ميباشد كه اين نيازمند خلاقيت و نوعآوري جهت حصول به طرحهاي نو و بديع ميباشد . برخورداري از خلاقيت و ابتكار اين امكان را به مهندسين صنايع ميدهد كه به تعميق دانش خود پرداخته و فرصتي فراهم ميشود تا ايدههاي جديد و خلاق مطرح گردند. ۲ - تفكر فراگير نگرش سيستماتيك و فراگير برجستهترين خصوصيت مهندسي صنايع است و اطلاق مهندسي صنايع و سيستمها به اين رشته بي ارتباط با اين نگرش نيست . نگرش فراگير موجب ميشود مسائل از كل به جز و تعامل اجزا با هم مورد بررسي دقيق قرار گرفته و مدل كاملي از سيستمهاي مورد نظر تهيه و مسائل مورد نظر آن به بهترين شكل طرح و بررسي گردد. ۳ - رهبري گروه هر سيستم طرحريزي شده اگر بدرستي اجرا نشود منتج به نتيجه نخواهد گرديد و بنابراين حسن اجراي سيستم طراحي شده يك ضرورت مهم تلقي ميشود . آشنايي با كليت سيستم مورد نظر و نقش اجزا در كاركرد صحيح آن اين امكان را فراهم ميآورد تا هدايت و رهبري گروه كاري مجري سيستم با انگيزه بيشتري دنبال گردد ؛ در واقع علاوه بر طراحي سيستم ، مهندسي صنايع سيستمهاي پيادهسازي و اجرا را نيز پيريزي نموده و نقش رهبري گروههاي كاري را موثرتر دنبال مينمايد . ۴ - مديريت زمان انجام كار بدون توجه به ظرف زماني و تحويل به موقع خروجي مورد نظر سيستم ، ارزش زيادي نميتواند داشته باشد . امروزه اهميت زمان و فرصتهاي آن با توجه به عرصه تنگاتنگ رقابت اقتصادي براي همگان مبرهن و بديهيست . در اين خصوص مهندسي صنايع با درك موضوع ، تكنيكهايي را بكار ميگيرد كه عامل زمان اجراي اجزاي كاري را در تمامي فرايندها مورد توجه قرار ميدهد . ۵ - ارتقا بهرهوري و بهبود مستمر اعتقاد به ارتقا بهرهوري و بهبود مستمر يك اصل با ارزش در مهندسي صنايع بهشمار ميآيد . اكتفا به وضعيت فعلي جز در جا زدن نتيجه ديگري نخواهد داشت ؛ لذا مهندسي صنايع با پذيرش اين مطلب كه سطح دانش و مهارتها يك مقوله نسبي است ، سعي در افزايش بهرهوري و بهبود وضعيت كاري نموده و تلاش مينمايد امور كاري مداوما اثربخشتر و كاراتر گردند . نگرش بهبود مستمر اين امكان را ميدهد كه هر روز به فكر ارتقايي هر چند جزئي باشيم . ۶ - يادگيري يادگيري فراينديست كه نميتوان بر آن حد و مرزي تعيين نمود . مهندسي صنايع به منظور مطالعه و پيگيري مسائل همواره بر اين نكته توجه دارد كه هر مورد را ، منحصر به فرد بررسي نمايد و جهت شناخت آن فرض بر اين است كه از تصورات ذهني دوري نموده و سعي بر كشف واقعيتهاي حاكم بر اجزا و كل سيستم ميباشد . لذا عدم وجود تعصب خاص به ماهيت فني امور موجب ميگردد تا ذهنيت كنجكاو براي كشف حقايق نهفته در پديدهها تقويت شود ، مهندسي صنايع با ذهني بسته و خموده بهسختي ميتواند راهحلهاي ابتكاري و راهگشا براي مسائل موردنظر ارائه نمايد. |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در یکشنبه 24 شهریور1387 و ساعت 17:55 از اهمیت کارکرد مهندسی صنایع در دنیای امروز بیشتر بدانید!
گفتهايم كه مهندسي صنايع كاربرد اصول و تكنيكهاي بهبود ، طراحي و نصب سيستمهايي شامل انسان ، مواد ، اطلاعات ، انرژي و تجهيزات براي فراهم آوردن امكان توليد كالاها و ارائه خدمات بشكل كارا و مطلوب ميباشد . براي بررسي ، ارزيابي و كاربرد اين سيستمها ، دانش و مهارتهاي علوم رياضي ، علوم فيزيكي و علوم اجتماعي به همراه فنون و تكنيكهاي طراحي مهندسي مورد نياز است . فعاليتهاي مهندسي صنايع همانند پلي است كه ارتباط بين اهداف مديريت و عملكرد عملياتي سازمان را ايجاد مينمايد . مهندسان صنايع درگير افزايش بهرهوري در مديريت منابع انساني ، روشها و تكنولوژي هستند ، درحاليكه ساير رشتههاي مهندسي با ماهيت فني فرايندها و فراوردهها تعامل افزونتري دارند . در واقع مهندسي صنايع از معدود رشتههاي مهندسيست كه عامل انسان يكي از مولفههاي اصلي سيستمهاي مورد مطالعه آن را تشكيل ميدهد . بههمينسبب مهندسان صنايع در تيمهاي ميان رشتهاي براي امور برنامهريزي ، نصب و كنترل و بهبود فعاليتهاي موسسات به كار گرفته ميشوند . اين فعاليتها ميتواند فعاليتهاي توليد ، نوآوري در محصولات ، ارائه خدمات ، حمل و نقل و جريان اطلاعات سازماني را شامل شود . با توجه به آنچه گفته شد ، مهندسي صنايع بستر لازم براي تعامل تخصصهاي مختلف و كار گروهي را به بهترين وجه ايجاد نموده و در نتيجه طرح ، برنامهريزي ، اجرا و نظارت بر عملكرد نظامهاي توليدي خدماتي بهصورتي منسجمتر انجام ميگردد و اين انسجام امور به بهبود مستمر در جهت سهولت كارها ، راحتي كاركنان ، كاهش هزينهها ، ارتقا كيفيت و جلب رضايت مشتريان ختم خواهد گرديد . اين توانمنديها و كاركردها نقش و اهميت مهندسي صنايع را بوضوح بيان مينمايد . امروزه حيات اقتصادي سازمانها و موسسات توليدي و خدمات در بازار رقابتي شديد جهاني به استفاده بهينه از منابع در دسترس وابسته است و چنانكه ميدانيم منابع در صورتهايي چون منابع در دسترس شامل مواد ، منابع انساني ، ماشينآلات (شامل تجهيزات ، لوازم جانبي ، امكانات مورد نياز شامل فضا و انرژي و ...) ، منابع اطلاعاتي و منابع مالي طبقهبندي ميشوند . ايجاد و نگهداري منابع ياد شده هزينههايي را براي سازمان بهدنبال دارد . هزينه تمام شده واحد محصول هر موسسه متأثر از نحوه بكارگيري اين منابع است . هر شركت توليدي يا خدماتي كه بتواند هزينههاي خود را به حداقل ممكن برساند و به بياني ديگر توانايي استفاده بهينه از منابع را در تمام اركان سازماني خود ايجاد نمايد يا حاشيه سود بيشتري به دست خواهد آورد و يا قادر خواهد بود كه قيمتهاي فروش خود را با حفظ حاشيه سود قبلي ، كاهش دهد . اين بدان معنيست كه قدرت رقابتي موسسه مذكور در بازار افزايش مييابد . با توجه به تحولات اقتصاد جهاني قدرت رقابتي شرط اساسي موفقيت در كسب و كار نوين محسوب ميشود . در كنار اين مسائل، توجه به نوآوريها و ارتقا كيفي محصولات و خدمات كه از طريق تلاش براي يافتن طرحهاي بهبود يافته و همچنين تحول در فرآيند كسب و كار نيز بقا و رشد موسسات را در پي خواهد داشت . با توجه به مراتب فوق اگر ضرورتها و نيازمنديهاي رسيدن به امور مذكور را با تكنيكهاي مهندسي صنايع تطبيق دهيم مشاهده ميكنيم مهندسي صنايع ابزار لازم براي حصول اهداف سازماني را بطور فراگير و سيستماتيك فراهم ميآورد و اين نشانگر نقش و اهميت بالاي مهندسي صنايع بعنوان موتور محرك حركت سازمانهاي امروزي است. در گام آتي به بيان ده بعد نمونه از ميان ابعاد مورد انتظار از مهندسي صنايع خواهيم پرداخت ... |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در جمعه 22 شهریور1387 و ساعت 15:30 10 بعد محوري مورد انتظار از مهندسين صنايع كدامند ؟
1- مهارتها و فنون مهندسي صنايع كه نقشي حياتي در هر فرآيند بازسازي اقتصادي و اجتماعي دارد را به خدمت گيرد . 2- طيف قابل ملاحظهاي از بهبود در بهرهگيري از منابع مالي ، انساني ، زماني و معنوي در دسترس را با استفاده از ابزارهاي علمي مدلسازي و شبيهسازي ، تحقق بخشد . 3- توانايي تدارك سطح هرچه بالاتري از رضايت از خدمات را براي مشتريان در حرفههاي گوناگون ايجاد نمايد . 4- تغيير در ميزان بازدهي فعاليتهاي در حال انجام در سطح كارگاههاي اجرايي گوناگون را پديد آورد . 5- با ايجاد ارزش افزوده ، بهبود در شرايط عرضه خدمات و ايجاد رفاه بيشتر در فعاليتها و رفع تنگناها و نارساييها ايجاد كند . 6- بهرهگيري از فنون بسيار مقدماتي اندازهگيري كاروزمان و روشسنجي تا گونههاي بسيار پيشرفته و مدرن مديريتي توسط كاركنان مديريت در سطوح مختلف را در دستور كار خود داشته باشد . 7- ايجاد راهكارهايي جهت مقابله با فشارهاي تحميلي از سوي بازار براي افزايش دادن تواناييهاي بازار كار در برابر رقابتهاي گوناگون رودررو ، شناسايي تقاضاهاي جديد و فزاينده مشتري در دستور كار او باشد . 8- فنون كاهش دادن قيمتها ضمن حفظ كيفيت و نيز ترجمه كيفيتهاي جديد (آوردن كيفيتي بجاي كيفيت ديگر) مورد انتظار ولي پنهان از سوي مشتريان را ، به خدمت گيرد . 9- زمانهاي كوتاهتر در تحويل كالا و خدمات را به اشكال مختلف گوناگون سازد . 10- توانايي به خدمت گرفتن فناوريهاي جديد روباتيك ، طراحي و توليد توسط كامپيوتر ، شناسايي خودكار ، انبارداري و هدايت خودكار امكانات و تجهيزات را داشته باشد . |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در سه شنبه 21 اسفند1386 و ساعت 8:7 معرفی مهندسی صنایع (2)
2- تعريف مهندسي صنايع : تعريف رسمي زير توسط IIE براي مهندسي صنايع ارائه شده است كه بدون هيچ تغييري قابل كاربرد براي مهندسي صنايع و سيستمهاست:
مهندسي صنايع عبارتست از طراحي، بهبود و استقرار سيستمهاي مركب از انسان، مواد، اطلاعات، تجهيزات و انرژي. مهندسي صنايع با دستيابي به دانش و مهارت تخصصي در علوم رياضي، فيزيكي و اجتماعي به همراه اصول و روشهاي تحليل و طراحي مهندسي نتايج و خروجيهاي مورد انتظار چنين سيستمهايي را تعيين، پيشگويي و ارزيابي ميكند. اگر چه واژه صنايع معمولاً براي سازمانهاي توليدي بكار ميرود اما قابل كاربرد براي هر گونه سازمان است. 3- نقش مهندسي صنايع و سيستمها در سازمان : با توجه به تعريف ارائه شده از مهندسي صنايع و سيستمها، چنين ميتوان نتيجه گرفت كه در هر سازمان، مهندسي صنايع و سيستمها به عنوان مركز هماهنگكننده بين تمام عناصر سازمان عمل ميكند. اين نقش ميتواند در قالب ابزار پشتيبان مديريت ظاهر شود. همانطور كه قبلاً نيز اشاره شد مهندسين صنايع و سيستمها نقش طراح، تحليلگر و برنامهريز را به عهده دارند و مديريت سازمان مجري طرحها و برنامههاي ارائه شده خواهد بود. اگر چه مهندسين صنايع و سيستمها ميتوانند در قالب مديراني كارآمد نقش ايفا كنند اما با درگير شدن در مشكلات اجرايي، از نقش اصلي خود باز ميمانند.
بسته به حجم فعاليت و اندازه سازمان، واحد مهندسي صنايع و سيستمها ميتواند در سطح مديريت يا زيرمجموعه يكي از مديريتها مطرح گردد. ساختار سازماني داخلي يك واحد مهندسي صنايع و سيستمها بايد بر اساس اصول طراحي سازماني و شرايط خاص سازمان مورد نظر طراحي گردد. همچنين بايد حيطه فعاليت موردنياز براي عملي ساختن مأموريت محول شده به اين واحد تحليل شده و در قالب گروههاي منطقي از وظايف و فعاليتها شكل داده شود. اين گروهها ميتوانند به عنوان بخشهاي مختلف اين واحد در نظر گرفته شوند. 4- حوزههاي فعاليت مهندسي صنايع و سيستمها : در اين بخش فعاليتهاي مختلف مهندسي صنايع در قالب نمونههاي عملي و پرسش معرفي شده و شرح مختصري از هر يك از فعاليتها ارائه ميشود. لازم به ذكر است كه نمونههاي اشاره شده واقعي نبوده و فقط براي استفاده در معرفي فعاليتها بيان شدهاند. همچنين توضيحات ارائه شده به شكل عمومي بوده و با هدف معرفي مهندسي صنايع و سيستمها به صورت كلي تهيه شده و معطوف به يك سازمان خاص نيستند. نميتوان گفت كه توضيحات ارائه شده به تمام فعاليتهاي مهندسي صنايع و سيستمها اشاره ميكند ولي بخش اعظم فعاليتهاي اين رشته را پوشش ميدهد. توضيحات مختصر بوده و به جزئيات تكنيكها و روشها اشارهاي نشده است. 1-4- مطالعات امكانپذيري : در چند سال گذشته تعدادي كارخانه توليدكننده فرش ماشيني در سطح كشور احداث شده است. گفته ميشود مجموع ظرفيت توليد اين كارخانهها بيش از نياز داخلي بوده و در اين شرايط به دليل كيفيت پايين توليدات و ناتواني در رقابت با كشورهايي چون آلمان، توانايي جذب بازارهاي خارجي را ندارند. در احداث اين كارخانهها چه ملاحظاتي بايد در نظر گرفته ميشد تا وضعيت فعلي پيش نيايد؟
قبل از احداث هر واحد توليدي يا خدماتي بايد مطالعه و بررسي بازار، پيشبيني ميزان فروش، اقتصادي بودن و . . . تحت مطالعات امكانپذيري و در سه دسته امكانپذيري اقتصادي، فني و مالي مد نظر قرار گيرند. اقتصاد مهندسي و تكنيكهاي تحليل هزينه و سود از جمله ابزاري هستند كه در اين راستا بكار گرفته ميشوند.
1- امكانپذيري اقتصادي: آيا توليد مقرون به صرفه خواهد بود؟ از لحاظ هزينه آيا قابل رقابت با ساير توليدكنندگان ميباشد؟
2- امكانپذيري فني: آيا فناوري موجود پاسخگوي نياز است؟ تخصص لازم در كشور وجود دارد؟ خريد ماشينآلات امكانپذير است؟ آيا مشكل لوازم يدكي، نگهداري و تعميرات و ... وجود ندارد؟
3- امكانپذيري مالي: با فرض امكانپذيري اقتصادي و فني، آيا بازار مصرف پذيراي محصول توليد شده خواهد بود؟ آيا سود معقول بدست ميآيد؟ نقطه سربسر هزينه و سود كجاست؟ 2-4- استقرار كارخانه يا سازمان : گفته ميشود مكان فعلي استقرار بعضي از سازمانهاي توليدي و خدماتي مناسب نيست و به همين دليل هزينههاي زيادي را بايد متحمل گردند؟ چه نكاتي در استقرار و انتخاب مكان اين سازمانها بايد در نظر گرفته ميشد؟
عواملي از قبيل دسترسي به نيروي كار، تاريخچه كارگري منطقه، تأثير صنايع موجود بر نيروي كار، دسترسي به نيروي برق، آب، گاز و ديگر سوختها، آلودگي آب، امكان دفع فاضلاب، ميزان حمل و نقل و دسترسي به جاده، منابع مواد اوليه و فاصله آن از محل كارخانه، دسترسي به بازار مصرف، امكان استفاده از بازار محلي، منازل و واحدهاي مسكوني، سطح تحصيلات، رفاه و بهداشت، امكانات تفريحي، مشخصات جغرافيايي و اقليمي منطقه، وضعيت آب و هوا، وجود مركز آتشنشاني و امدادرساني، وجود هماهنگي بين واحدهاي توليدي در منطقه، رويكرد مسئولين منطقه، وضعيت صنايع مكمل در منطقه و ميزان سهولت دسترسي به منابع مالي براي سرمايهگذاري بايد در استقرار و انتخاب مكان در نظر گرفته شوند. در مبحث استقرار سازمان يا كارخانه، اين عوامل به شكل سيستماتيك و تحليلي مورد بررسي قرار گرفته و بر اساس آنها بهترين مكان استقرار انتخاب ميشود. روشهاي تصميمگيري، رتبهبندي و مدلهاي رياضي مكانيابي از جمله تكنيكهايي هستند كه براي اين منظور بكار گرفته ميشوند. 3-4- طرحريزي واحدهاي صنعتي و خدماتي : فرض كنيد قرار است كارخانههايي با حوزههاي توليد مواد غذايي، مواد شيميايي، خودرو و لوازم الكترونيك احداث شوند؟ به نظر شما چه تخصصهايي در طرحريزي هر يك از اين واحدهاي صنعتي موردنياز است؟ به ترتيب در هر حوزه آيا تخصص مهندسي صنايع غذايي، مهندسي شيمي، مهندسي مكانيك و مهندسي الكترونيك براي طرحريزي كافي است؟ هر يك از اين تخصصها در چه فعاليتهايي از طرحريزي مفيد واقع ميشوند؟ آيا اين تخصصها آنگونه شناخت و دركي كه مهندس صنايع و سيستمها از سيستمهاي توليدي و خدماتي دارد را دارا ميباشند؟ آيا طرحريزي هر يك از اين كارخانهها به يك تيم طراحي نياز ندارد؟ هماهنگكننده اين تيم بايد چه تخصصي داشته باشد؟ چه تخصصي ميتواند از مجموع نظرات تخصصهاي مختلف نتيجهگيري كند؟
طرحريزي واحدهاي صنعتي و خدماتي يا هر گونه سازمان ديگر ممكن است نيازمند تخصصهاي مختلفي باشد كه در رأس آنها تخصص مهندسي صنايع و سيستمها قرار دارد. طرحريزي از جمله فعاليتهايي است كه در آن از بيشتر تكنيكهاي مهندسي صنايع استفاده ميشود. معمولاً مراحلي كه در طرحريزي در نظر گرفته ميشود عبارتند از: 1- مطالعات امكانپذيري 2- طراحي محصول 3- طراحي فرايند ساخت( مسير توالي عملياتهاي مختلف روي قطعات) 4- طراحي عمليات ساخت (با كدام ماشين، كدام اپراتور، چگونه، چه مقدار فشار و چه مواد اوليه و ...) 5- طرحريزي واحدها (چه نوع ماشينآلات، چه نوع استقرار، چه نوع ابزار، ايستگاههاي كاري و ...) 6- طرح ساختمان و تأسيسات 7- برآورد هزينههاي انجام كار 8- ارزيابي مالي طرح 9- ساخت ماشينآلات 10- تهيه زمين، آمادهسازي زمين و ساختمان 11- خريد ماشينآلات و آموزش پرسنل 12- نصب و راهاندازي ماشينآلات 13- شروع توليد 14- انبار و توزيع 15- فعاليتهاي بازاريابي براي توسعه و گسترش دامنه فعاليتها 16- بررسي مشكلات اجتماعي و سعي در رفع آن (بازخورد اطلاعات و مشكلات) 4-4- برنامهريزي حمل و نقل : هزينههاي حمل و نقل بخش قابل ملاحظهاي (بين 25 تا 50 درصد) از هزينههاي واحدهاي صنعتي و خدماتي را به خود اختصاص ميدهند. حمل و نقل مواد اوليه به محل كارخانه، حمل مواد به بخش توليد، حمل و نقل بين بخشهاي توليد، حمل محصولات ساخته شده و توزيع محصولات ساخته شده در بازار، مواردي هستند كه هزينههايي را به كارخانه تحميل ميكنند در صورتي كه هيچ گونه نقش بهرهور در توليد ندارند. چگونه ميتوان هزينههاي حمل و نقل را كاهش داد؟ برنامهريزي حمل و نقل شامل اصول و تكنيكهاي رياضي است كه سعي در كاهش هزينههاي حمل و نقل دارند. 5-4- جانمايي بخشها : ممكن است عليرغم وجود يك سيستم و برنامهريزي حمل و نقل مناسب، هزينههاي حمل و نقل بخش قابل ملاحظهاي از هزينههاي كارخانه باشد. يكي از دلايل هزينه بالاي حمل ونقل ميتواند استقرار نامناسب بخشهاي توليدي باشد. آيا ميتوان استقرار بخشهاي توليدي را به گونهاي تغيير داد كه كل مسافات حمل و نقل كاهش يابد؟ آيا تغيير محل بخشهاي توليدي و سرمايه موردنياز براي آن در مقايسه با ميزان كاهش هزينه حمل و نقل توجيهپذير است؟ تهيه طرح استقرار بخشهاي توليدي يا استقرار بخش جديد در كنار بخشهاي فعلي توليد، از جمله فعاليتهاي مهندسي صنايع و سيستمهاست. بررسي ارتباط بين بخشهاي توليدي، تعيين حجم حمل و نقل بين واحدها، بررسي نكات ايمني در جانمايي، بهينهسازي حمل و نقل بين بخشها و ارائه طرح بهينه استقرار از جمله موارد اين فعاليت است. جانمايي علاوه بر استقرار بين بخشي، استقرار درونبخشي را در نظر ميگيرد. نحوه استقرار ماشينآلات درون يك بخش، نيروي انساني نسبت به ماشينآلات، ايستگاههاي كاري، انبارهاي واسط و . . . از جمله عناصر استقرار درون بخشي هستند. 6-4- ارزيابي كار و زمان : يك بخش توليدي از يك كارخانه را در نظر بگيريد. اين بخش سيستمي متشكل از نيروي انساني، فضاي فيزيكي، تجهيزات و ماشينآلات، مواد اوليه يا مواد در جريان ساخت، انرژي و اطلاعات است. ظرفيت اين بخش توليدي به چه ميزان است؟ آيا اين ظرفيت ميتواند افزايش يابد؟ چگونه ميتوان ظرفيت توليد بخش را افزايش داد؟ آيا از صنايع موجود در اين بخش (نيروي انساني، فضا، تجهيزات و ماشينآلات، مواد، انرژي و اطلاعات) به شكل بهينه استفاده ميشود؟ چه بهبودهايي ميتوان در اين بخش ايجاد كرد؟ ارزيابي كار و زمان (مطالعه كار و زمان سنجي)، توالي عمليات، تعادل خط توليد و مونتاژ، استقرار بهينه تجهيزات، برنامهريزي حمل و نقل درون بخشي، طراحي بهينه ايستگاههاي كاري، طراحي و استقرار انبارهاي واسط از جمله مباحث مهندسي صنايع و سيستمها هستند كه ميتوانند در بهبود يك بخش توليدي بكار گرفته شوند. 7-4- كنترل موجودي : فرض كنيد در كارخانه شما براي توليد محصولات مختلف از مواد اوليه مختلف و به مقادير متفاوت استفاده ميشود؟ توليد شما تا زماني ادامه خواهد داشت كه مواد اوليه موجود باشد؟ براي حذف وقفههاي توليد (كه خود هزينههايي در بر دارد) چه ميكنيد؟ آيا ميزان زيادي از مواد اوليه را انبار ميكنيد تا براي مدت قابل ملاحظهاي مطمئن باشيد كه توليد ادامه خواهد داشت؟ آيا هزينههاي انبارداري افزايش نخواهد يافت؟ آيا فضاي انبار به قدر كافي موجود است يا اينكه به صورت دورهاي سفارش مواد اوليه ميدهيد؟ در اين صورت آيا هزينههاي سفارش بالا خواهد بود؟ چه سياستي را بايد اتخاذ نمود تا حداقل هزينه را در بر داشته باشد؟ علاوه بر مواد اوليه، موجودي قطعات يدكي تجهيزات و ماشينآلات به چه ميزان بايد باشد؟ ميزان استفاده از قطعات يدكي در سال چيست؟ با استفاده از تكنيكهاي كنترل موجودي ميتوان به پرسشهاي فوق پاسخ داد. تعيين ميزان سفارش اقتصادي، ذخيره احتياطي، طول دوره سفارش از جمله مواردي هستند كه با استفاده از اين تكنيكها تعيين ميگردند. 8-4- برنامهريزي توليد : هدف واحدهاي توليدي پاسخگويي به تقاضاي بازار مصرف است و تغيير تقاضاي مصرف تأثير مستقيم بر توليد واحدها خواهد داشت. براي هماهنگي با تقاضاي بازار چه سياستي براي توليد بايد اتخاذ نمود؟ آيا همواره با يك نرخ ثابت بايد توليد كرد؟ تقاضا چگونه بر ميزان توليد تأثير ميگذارد؟ چه هزينههايي در توليد و تغيير ميزان توليد نقش دارند؟ براي پاسخگويي مناسب به بازار آيا توليد بيشتر از تقاضا و نگهداري آن در انبار كالاهاي ساخته شده، راهكار مناسبي است؟ هزينههاي نگهداري بيشتر است يا هزينههاي راهاندازي مجدد توليد؟ تركيب بهينه توليد محصولات چيست؟
با استفاده از مفاهيم و تكنيكهاي برنامهريزي توليد ميتوان به راهكارهايي رسيد كه در آن مجموع هزينههاي توليد، نيروي انساني، راهاندازي و موجودي را به حداقل خود رساند. در اين مبحث از تكنيكها و مدلهاي رياضي و هيوريستيك استفاده ميگردد و ميتوان به راهكاري دست يافت كه در آن ميزان توليد از هر محصول در هر دوره زماني از افق برنامهريزي تعيين شده است. پيشبيني بازار مصرف نيز از جمله مواردي است كه در برنامهريزي توليد مورد بحث قرار ميگيرد. با استفاده از برنامهريزي توليد از نوسانات توليد كاسته شده و استخدام و اخراج كارگران نيز كاهش مييابد. 9-4- سيستمهاي برنامهريزي مواد موردنياز : با توجه به ارتباط مستقيم بين مواد اوليه و منابع ساخت با توليد و تأثير متقابل آنها بر يكديگر، در بعضي موارد برنامهريزي مستقل موجودي و توليد، راهكار مناسبي نخواهد بود و استفاده از سيستمهاي برنامهريزي مواد موردنياز ضروري خواهد بود. با بكارگيري اين سيستمها، ميزان توليد، سفارش، موجودي و زمانهاي توليد و سفارش در قالبي هماهنگ ارائه خواهد شد و هزينهها به حداقل كاهش خواهد يافت. 10-4- برنامهريزي نگهداري و تعميرات : وقفههاي توليد هزينههاي زيادي از جمله بيكاري كارگران، راهاندازي مجدد، سود از دست رفته و ايجاد ضايعات را به دنبال دارد. يكي از علل وقفههاي توليد، خرابي ماشينآلات و تجهيزات است. براي جلوگيري از خرابيها چه اقداماتي ميتوان انجام داد؟ آيا انجام تعميرات و نگهداري دورهاي راه حل اين مشكل خواهد بود؟ به چه اطلاعاتي از خرابيها نياز است؟ نگهداريها، تعويضها و تعميرات در چه زمانهايي بايد انجام شود؟ چه چكليستهايي بايد طراحي گردد؟
در برنامهريزي نگهداري و تعميرات با استفاده از تكنيكهاي پيشبيني و آماري، زمان نگهداري پيشگيرانه و تعويضها محاسبه شده و در قالب يك سيستم اطلاعاتي عملياتي نظاممند ميگردند. با بكارگيري چنين سيستمي، بخش قابل ملاحظهاي از وقفههاي توليد كه ناشي از خرابي ماشينآلات هستند برطرف خواهد شد. 11-4- كنترل كيفيت : توليد محصولات باكيفيت، چه از جهت رقابت در بازار و چه از لحاظ اخلاقي داراي اهميت بالايي است. كيفيت محصولات ميتواند متأثر از عواملي از قبيل تجهيزات توليد، مواد اوليه، نيروي انساني و فرهنگ سازماني حاكم بر محيط سازمان، دانش فني، آموزش و ... باشد. در اينجا اين پرسش مطرح ميگردد كه چگونه ميتوان هر يك از اين عوامل را در جهت دستيابي به كيفيت مطلوب كنترل نمود.
كنترل كيفيت يكي از مباحث مهندسي صنايع و سيستمهاست. كنترل كيفيت علاوه بر دسترسپذير كردن كيفيت، بهرهوري فعاليت سازمان را نيز افزايش ميدهد. در اين راستا بسته به نوع عوامل مؤثر در كيفيت و وسعت حوزه بررسي، كنترل كيفيت آماري، تضمين كيفيت و كنترل كيفيت فراگير مطرح شدهاند. هر يك از كنترلهاي اشاره شده به مقدمات و ابزاري نياز دارند كه طراحي و پيادهسازي آنها در مهندسي صنايع و سيستمها مورد مطالعه قرار ميگيرندد. 12-4- مديريت و كنترل پروژه : فرض كنيد قرار است يك بخش، يك انبار، يك واحد يا يك كارخانه احداث كنيد. چه فعاليتهايي براي اين هدف بايد در نظر گرفته شوند؟ اين فعاليتها به چه توالي و با چه پيشنياز و پيآيندي انجام شوند؟ هر فعاليت در چه مدت زماني بايد انجام شود؟ تاريخ مجاز براي شروع و خاتمه هر فعاليت چيست؟ انجام هر فعاليت به چه منابعي نياز دارد؟ منابع مورد نياز به چه ميزان و در چه زمانهايي قابل دسترس هستند؟ مدت زمان انجام كل فعاليتها چقدر خواهد بود؟ در صورت تأخير در انجام يك يا چند فعاليت، چه تأخيري در دستيابي به هدف ايجاد ميشود؟
پروژه به كار يا مجموعه فعاليتهايي گفته ميشود كه تكرار پذير نباشند. براي مثال توليد يك محصول، يك فعاليت تكراري است كه يك كارخانه در طول سالها انجام ميدهد ولي احداث يك بخش جديد كاري ممكن است در طي سالها تنها يك بار اتفاق بيافتد. تكنيكهايي كه در مديريت و كنترل پروژه مورد استفاده قرار ميگيرند به تمامي پرسشهاي فوق پاسخ ميدهند و تصوير مناسبي از وضعيت پروژه را كه ممكن است شامل هزاران فعاليت باشد در اختيار مديريت قرار ميدهد. 13-4- برنامهريزي نيروي انساني و سيستمهاي حقوق و دستمزد : يكي از مهمترين عوامل توليد نيروي انساني است. براي انجام يك فعاليت توليدي با بهرهوري مطلوب ضروري است كه ميزان و تخصص نيروي انساني موردنياز تعيين شود. در اين راستا بايد مشخص شود كه فعاليت توليدي چيست، چگونه انجام ميشود و نيروي انساني انجام دهنده آن چه خصوصياتي بايد داشته باشد. به عنوان مثال كارگر موردنياز بايد چه سطحي از تحصيلات داشته باشد و از لحاظ خصوصيات فيزيكي داراي چه قد و وزني باشد؟
مهندسي صنايع با استفاده از مباحث و تكنيكهاي برنامهريزي نيروي انساني، شرح و خصوصيات فعاليتهاي توليدي را مشخص كرده و ميزان حقوق و دستمزد نيروي انساني را برآورد كند. به منظور تعيين ميزان حقوق و دستمزد، هر فعاليت ارزيابي شده و بر اساس معيارهايي، ارزشگذاري ميگردد. 14-4- مهندسي فاكتورهاي انساني : همانطور كه گفته شد نيروي انساني يكي از مهمترين عوامل توليد است. نيروي انساني موجود در سيستم در تعامل با ديگر اجزاي سيستم يعني مواد اوليه، تجهيزات و ماشينآلات، انرژي و اطلاعات است. هر يك از اجزاي سيستم به نيروي انساني چه تأثيري ميگذارد و چه تأثيري مي پذيرد؟ اجزاي سيستم بايد داراي چه خصوصياتي باشند تا باعث كاهش بهرهوري نيروي كار نگردند؟ از لحاظ اخلاقي چه استانداردهايي براي هر يك از اجزاي سيستم بايد در نظر گرفته شود تا موجب آسيب رساندن به نيروي كار نگردد؟ محيط كار بايد چگونه طراحي شود تا روحيه پرنشاطي را در نيروي انساني تقويت كند؟ خصوصيات فرهنگي و اجتماعي سازمان چه تأثيري بر نيروي انساني دارند؟
مهندسي صنايع در اين حوزه با بررسي محيط كار، ماشينآلات، سيستم ارتباطات، ساختار نظارت و ساختار سازماني و با تهيه استانداردهاي موردنياز، اقدامات لازم را براي برقراري تطابق استانداردها با عوامل انساني ارائه ميدهد. مجموعه تكنيكها و مفاهيم ارگونومي و روانشناسي اين حوزه، عنوان مهندسي فاكتورهاي انساني گرفته است. 15-4- سيستمهاي اطلاعات : هر سازمان، بزرگ يا كوچك، به شدت وابسته به اطلاعات است. سازمان به اطلاعاتي از مشتريان، بازار، تهيهكنندههاي مواد اوليه و رقبا نياز دارد. همچنين بايد اطلاعات دقيقي از كارمندان و كارگران و مهارتهاي آنها، سطح بهرهوري، توانايي تجهيزات و ماشينآلات، نحوه انجام فرايندها، ظرفيت توليد، خصوصيات فرايندهاي توليد، محل انجام هر فعاليت و . . . در دسترس باشد. مهندسين صنايع نيز در انجام همه فعاليتهاي خود نياز به اطلاعات مستند و مدون از محيط داخلي و خارجي سازمان دارند. چگونه بايد اطلاعات موردنياز جمعآوري شوند؟ از هر فعاليت توليدي يا خدماتي، امور پشتيباني، اداري و مالي چه دادههايي بايد جمعآوري شود؟ چه فرمها و چكليستهايي موردنياز است؟ مديريت به چه اطلاعاتي نياز دارد؟ در چه مواردي از تصميمگيري به اطلاعات نياز هست؟ از اطلاعات چگونه ميتوان در تصميمگيري استفاده نمود؟ فناوري جمعآوري اطلاعات در سازمان چه خصوصياتي بايد داشته باشد؟ چه سطحي از مكانيزهكردن سيستم موردنياز است؟ اطلاعات به عنوان يكي از اجزاي سيستم نقش مهمي در فعاليتهاي مهندسي صنايع به عهده دارد. ضرورت جمعآوري، سازماندهي و استفاده از اطلاعات در تصميمگيري، شاخهاي به وجود آورده است كه در هر فعاليت مهندسي صنايع به كار گرفته ميشود. سيستمهاي اطلاعات به علت اهميت و وسعت، در سطوح كلاسيكي از جمله سيستمهاي پردازش مبادلات، سيستمهاي اطلاعات مديريت، سيستمهاي پشتيبان تصميمگيري و سيستمهاي خبره دستهبندي شدهاند كه در مهندسي صنايع و سيستمها مورد مطالعه قرار ميگيرند. |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در شنبه 1 دی1386 و ساعت 15:35 معرفی مهندسي صنايع (1)
1- تاريخچه مهندسي صنايع : 1-1- سير شكلگيري مهندسي صنايع تا جنگ جهاني دوم : اولين فعاليتهاي مهندسي صنايع مربوط به اقتصاددانهاي كاربردي و صنعتگرها است كه در حدود سالهاي 1800 در انگلستان شكل گرفت. آدام اسميت ، اقتصاددان معرف اسكاتلندي، در سال 1776 در كتاب ثروت ملل ايده تقسيم كار را براي بهبود بهرهوري مطرح كرد. پيادهسازي اين ايده روي فعاليت سوزن سازي در يك كارگاه نشان داد كه با تقسيم فعاليت به چهار عمليات جداگانه، خروجي 5 برابر افزايش يافت. وقتي كه يك كارگر تمام فعاليت را انجام ميداد در هر روز 1000 سوزن توليد ميكرد ولي وقتي 10 كارگر به چهار فعاليت تخصصي و جداگانه گمارده شدند ميتوانستند 48000 سوزن توليد كنند. علاوه بر اينكه ظرفيت توليد افزايش يافت، اسميت نشان داد كه با اين ايده هزينه ساخت نيز كاهش مييابد. اسميت علت كاهش هزينه ساخت را چنين بيان كرد : 1- انجام يك كار توسط يك نفر به صورت مكرر باعث به وجود آمدن مهارت خاص در آن فرد براي انجام آن كار ميگردد بنابراين ميتواند در زمان كمتري آن را به پايان رساند. 2- صرفهجويي در زمان از دست رفته كارگر براي تغيير از يك كار به كار بعدي 3- اختراع ابزار جديد و مخصوص براي انجام هر يك از كارها چارلز ببج در تكميل ايده اسميت بيان كرد كه با گماردن هر كارگر به يك كار خاص، ديگر به مهارت و تجربه زياد در كار ساخت و توليد نياز نبوده و نرخ پرداخت به كارگران نيز ميتواند كمتر باشد و بدين شكل هزينه توليد كاهش مييابد. وي نتيجه يافتههاي خود را در سال 1385 با عنوان «اقتصاد ماشينآلات و سازندگان ارائه نمود.
در توليد ماشين بخار توسط ماتئو بولتون و جيمز وات ، استفاده از سيستمهاي مديريت شامل استانداردها، روشهاي پيشبيني، استقرار كارخانه، طراحي كارخانه و سياستهاي حقوق و پاداش در شكل ابتدايي خود براي كمك در هدايت، مديريت و كنترل كارخانه آغاز شد.
توسعه مهندسي صنايع در آمريكا در سالهاي اول 1900 توسط فردريك تيلور، پدر مهندسي صنايع، آغاز شد. بر خلاف آدام اسميت و چارلز ببج كه نظريهپرداز و نويسنده بودند، تيلور كسي بود كه از طريق انجام فعاليتهاي صنعتي و بر اساس آزمايش به توسعه اصول و مفاهيم پرداخت و توجه خود را روي روشهاي علمي انجام كار و مديريت يك واحد توليدي متمركز ساخت. تا قبل از تيلور كارها بر اساس حسابهاي سرانگشتي انجام ميشد و از استانداردهاي علمي، برنامهريزي مديريتي و رويههاي تحليل خبري نبود. هدف تيلور تغيير اين وضعيت به شرايطي بود كه نشان دهد مديريت يك فعاليت علمي است و نه يك فعاليت اتفاقي و باري به هر جهت. وي چهار خطمشي زير را مورد توجه قرار داد : 1- براي هر عنصر كاري يك پايه علمي توسعه دهيد و آن را جايگزين روشهاي سرانگشتي كنيد. 2- براي هر كار، بهترين كارگر را انتخاب كنيد به جاي اينكه كارگر خود، كار خود را انتخاب كند. 3- كار را به طور مساوي بين مديريت و نيروي كار تقسيم كنيد به طوري كه هر يك وظايف و مسئوليت متناسب با خود را دارا باشد. 4- روح همكاري بين مديريت و نيروي كار را توسعه دهيد به طوري كه كار بر اساس خطمشي اول و دوم انجام پذيرد. در راستاي هدف تيلور (يعني مديريت علمي) افراد ديگري از جمله گيلبرت و گانت به توسعه روشهاي علمي و سيستماتيك براي مطالعه و اندازهگيري كار، برنامه ريزي و زمانبندي توليد پرداختند. تا پيش از سال 1930 رشد چشمگيري در توسعه مهندسي صنايع ايجاد شد و حوزههايي تحت عناوين زير شكل گرفت : 1- روشهاي كار 2- اندازهگيري كار 3- طراحي كارخانه 4- سيستمهاي پاداش و حقوق 5- ارزيابي كار 6- تئوري سازمان 7- فاكتورهاي انساني 8- برنامهريزي و كنترل توليد تا اواخر سالهاي 1940، توسعه مهندسي صنايع بر اساس روشهاي سنتي كه توسط تيلور، گانت و گيلبرت پايهگذاري شده بود ادامه يافت. فلسفه وجودي مهندسي صنايع با توجه به نگرش و هدف به وجودآورندگان آن، ارائه راهحلهاي مؤثر و كارا براي مسائل مربوط به طراحي، تحليل و ارزيابي بود. 2-1- تكامل مهندسي صنايع بعد از جنگ جهاني دوم : شكلگيري مهندسي صنايع به همراه تدوين فلسفه وجودي، مفاهيم، اهداف و مشخص شدن حوزههاي كاربرد از يك طرف و از طرف ديگر ظهور حوزههاي جديد قابل كاربرد در مهندسي صنايع طي سالهاي جنگ جهاني دوم و بعد از آن، مهندسي صنايع را به حوزهاي تبديل نمود كه داراي معاني متفاوت نزد افراد مختلف بود. بهترين روش درك مهندسي صنايع جديد، درك چگونگي ارتباط آن با ديگر حوزههاست. معمولترين حوزههاي مرتبط با مهندسي صنايع عبارتند از: مديريت، علوم كامپيوتر، علم آمار، تحقيق در عمليات، علوم مديريت، مهندسي فاكتورهاي انساني و مهندسي سيستمها. در ادامه هر يك از حوزههاي اشاره شده، شرح داده شده و با مهندسي صنايع مقايسه ميشوند. 1-2-1- مديريت : بين همه حوزههاي اشاره شده، مديريت قديميترين در تاريخ بشري است. بيشتر كتابهاي مديريت، توسعه مديريت را با بحث روي مفاهيم علمي تيلور آغاز ميكنند و خيلي از نويسندگان آن كتابها، تيلور را «پدر مديريت علمي» مينامند همانگونه كه مهندسين صنايع وي را «پدر مهندسي صنايع» مينامند. در اينجا اين پرسش مطرح ميشود كه آيا مفاهيم مديريت علمي تيلور تعميمي دانشگاهي از مهندسي است يا مديريت. بخشي از مديريت با نام مديريت توليد داراي وجه مشتركي با مهندسي صنايع است. در اينجا نيز از ديد مديريت، مديريت توليد به جنبه هدايت منابع انساني توليد توجه دارد در صورتي كه مهندسي صنايع به تحليل، طراحي و كنترل سيستمهاي بهرهور ميپردازد. منظور از سيستم بهرهور سيستمي است كه محصول يا خدمت توليد ميكند. به عبارتي ميتوان گفت متخصصان مديريت مجري سيستمهايي هستند كه توسط مهندسين صنايع تحليل، طراحي و ارزيابي شدهاند. 2-2-1- تحقيق در عمليات : در جنگ جهاني دوم، نيروي نظامي انگليس و آمريكا تيمهايي مركب از رياضيدانان، آماردانها، دانشمندان فيزيك، مهندسين، بيولوژيستها و روانشناسها تشكيل دادند تا مسائل مختلف عملياتي نظامي را مورد تحليل قرار دهند. به عنوان مثال نيروي دريايي آمريكا 70 تحليلگر از علوم مختلف را به كار گرفت. از آنجايي كه اين تيمها براي تحقيق روي فعاليت ها و عمليات نظامي تشكيل شده بودند، چنين تحقيق، تحليل و بررسي را تحقيق در عمليات ناميدند. تيمهاي تحقيق در عمليات به مسائلي از جمله مسائل زير پاسخ دادند : 1- تعيين محل استقرار تجهيزات رادار 2- چگونگي جستجوي زيردرياييهاي دشمن 3- چگونگي تخريب مينهاي دريايي در درياهاي اطراف ژاپن 4- تعيين اندازه بهينه ناوگانهاي حمل مواد 5- توسعه استراتژيهاي مانور ناوهاي جنگي هنگام حمله دشمن همانطور كه گفنه شد تا اواخر سالهاي 1940 توسعه مهندسي صنايع مبتني بر روشهاي سنتي تيلور، گانت و گيلبرت بود. بعد از جنگ جهاني دوم و در اواخر سالهاي 1940 و اوايل 1950، تحقيق در عمليات به واسطه موفقيتهاي به دست آمده در جنگ، جاي خود را در فعاليتهاي صنعتي، بخشهاي خدماتي و سازمانهاي دولتي و خصوصي باز كرد. مفاهيمي كه توسط تيلور، گانت، گيلبرت و ديگران توسعه داده شده بودند نيازمند تحليل كمي دقيقتر و روشهاي سيستمگرا بودند كه تا آن زمان به صورت سنتي به كار گرفته ميشدند. ظهور تحقيق در عمليات، نقطه عطفي در تحول روشهاي مهندسي صنايع بود كه نتيجه آن توسعه روشهاي كمي، الگوريتمهاي رياضي و . . . بود كه در بكارگيري مؤثر مفاهيم توسعه يافته توسط تيلور و ديگران استفاده شدند. ممكن است اين پرسش مطرح شود كه آيا مهندسي صنايع و تحقيق در عمليات يك نظام واحد هستند يا دو نظام جدا از هم؟ همانطور كه ديده شد تاريخ مهندسي صنايع و تحقيق در عمليات جداي از هم است اما فلسفه وجودي هر دو يكي است يعني ارائه راهحلهاي موثر و كارا براي مسائل مربوط به طراحي، تحليل و ارزيابي.
تحقيق در عمليات يك روش عملي براي حل مسائل مديريت است. اين نظام شامل ساخت توصيفها يا مدلهاي رياضي، اقتصادي و آماري از مسائل تصميمگيري براي بررسي شرايط پيچيدگي و نااطميناني است. همچنين تحليل روابط تعيينكننده پيامدهاي محتمل تصميمات اتخاذ شده و ارائه شاخصهاي مناسب اثربخشي براي ارزيابي اهميت نسبي گزينههاي موجود از ديگر اهداف اين نظام است.
تفاوت اصلي دو نظام مهندسي صنايع و تحقيق در عمليات در حوزه تحليل و نوع مدلها و متدولوژي است كه هريك استفاده ميكنند. توسعههاي اوليه مهندسي صنايع در ارتباط با كارگاههاي ساخت و به شدت مبتني بر استفاده از روشهاي سيستماتيك ذهني به جاي استفاده از روشهاي رياضي بوده است. بعضي از اين روشها شامل برنامهريزي فرايند، بهبود روشها، استانداردسازي زمان انجام كار و ارزيابي كار ميباشند كه از جمله روشهاي سنتي مهندسي صنايع به شمار ميآيند. اما در سي سال اخير، بخش اعظم فعاليتهاي مهندسي صنايع از طريق تكنيكهاي تحليلي مبتني بر مفاهيم رياضي كاربردي صورت گرفته است.
تحقيق در عمليات معمولاً با عمليات يك سيستم موجود شامل انسان و ماشين سر و كار دارد. اين رشته ميتواند در سيستمهاي مختلف از جمله سيستمهاي نظامي، فروشگاهها، كارخانهها، مزارع، مراكز خدماتي و غيره براي كنترل موجودي، توزيع مواد خام و ساخته شده، بررسي خطوط انتظار، تبليغات، بهينهسازي حمل و نقل و تصميمگيري به كار رود. معمولاً هدف، بهينهسازي يا استفاده بهتر از مواد، انرژي، انسان و ماشينآلاتي است كه در سيستم موجود است. 3-2-1- مهندسي سيستم : در حالي كه تحقيق در عمليات با توجه به منابع فعلي سيستم به حل مسئله و ارائه راه حل ميپردازد مهندسي سيستمها بر طراحي و برنامهريزي سيستمهاي جديد براي انجام بهتر عمليات فعلي يا اجراي عمليات، وظايف يا خدماتي كه تا به حال به كار گرفته نشدهاند تأكيد ميكند. به عبارت ديگر تحقيق در عمليات تغيير رويههاي سيستم را پيشنهاد ميكند در حالي كه مهندسي سيستمها تغيير كل يا بخشي از يك سيستم و جايگزين نمودن سيستم جديد را پيشنهاد ميكند.
با اين توضيح مشخص ميگردد كه فلسفه وجودي مهندسي سيستمها نيز همانند مهندسي صنايع سنتي و تحقيق در عمليات ارائه راهحلهاي مؤثر و كارا براي مسائل مربوط به طراحي، تحليل و ارزيابي است اما با نگرشي متفاوت از آنها. مهندسي سيستمها نيز مانند تحقيق در عمليات با ظهور خود و ارائه تكنيكهاي مؤثر در طراحي و تحليل، مهندسي صنايع سنتي را تحت تأثير قرار داد. 4-2-1- علوم كامپيوتر : نقش و تأثير كامپيوتر بر رشتههاي مختلف علمي بر كسي پوشيده نيست. مهندسي صنايع نيز به عنوان حوزهاي كه با حجم زياد اطلاعات از يك طرف و محاسبات تكراري و طولاني از طرف ديگر سر و كار دارد تأثير قابل ملاحظهاي از فناوري كامپيوتر دريافت نموده است. فناوري كامپيوتر موجب به وجود آمدن الگوريتمهاي جديد طراحي و تحليل، نرمافزارهاي مختلف موردنياز در مهندسي صنايع، فرايندهاي جديد ساخت و توليد مانند طراحي و توليد به وسيله كامپيوتر ، سيستمهاي توليدي انعطافپذير و سيستمهاي توليد يكپارچه كامپيوتري شده است. اين دگرگوني مهندسي صنايع سنتي را تحت تأثير قرار داده و مباحث جديدي را در اين حوزه مطرح نموده است. 5-2-1- علم آمار : بيشتر پديدههاي مورد بررسي در مهندسي صنايع به جاي جنبه قطعي ، جنبه تصادفي دارند. به عنوان مثال خرابي تجهيزات بر اساس قاعده معيني رخ نميدهد بلكه به صورت اتفاقي و تصادفي خراب ميشوند. پارامترهاي تعيينكننده در فرايندهاي توليد معمولاً در يك مقدار مشخص غيرقابل كنترل هستند و دامنهاي براي آن تعريف ميشود و تغيير پارامتر در اين دامنه به صورت احتمالي خواهد بود. مدت زمان ساخت و توليد يا ارائه خدمات در بيشتر موارد داراي توزيعي احتمالي است. شرايط فوق و بسياري از شرايط احتمالي ديگر باعث ميشوند كه تحليل، طراحي و ارزيابيهاي موردنياز مهندسي صنايع توأم با شرايط احتمالي و نااطميناني باشد. بنابراين بكارگيري علم آمار گريزناپذير خواهد بود. دخالت علم آمار در ابعاد مختلف موردنياز، مهندسي صنايع سنتي را تحت تأثير قرار داده است. علم مديريت رشتهاي است كه در ارتباط تنگاتنگ با تحقيق در عمليات در دهه 1960 توسعه يافته است. تكنيكهاي مورد استفاده در اين رشته همان تكنيكهاي تحقيق در عمليات هستند اما تفاوت آن با تحقيق در عمليات در حوزه كاربرد آن است كه بيشتر در امور اداري، بازرگاني و مديريت صنعتي مطرح ميگردند. امروزه تفاوتي بين اين دو قائل نميشوند و معمولاً با هم و به شكل OR/MS مطرح ميگردند. 7-2-1- مهندسي فاكتورهاي انساني : سيستمهاي مهندسي صنايع بر خلاف سيستمهاي سختافزاري، مانند مهندسي الكترونيك اغلب تركيبي از انسان و ماشين هستند و طراحي سيستمهاي انسان- ماشين نيازمند تعيين بهترين تركيب از عناصر انساني و ماشيني است. اين نيازمندي ضرورت آگاهي مهندسين صنايع از روانشناسي صنعتي و مهندسي فاكتورهاي انساني را توجيه مينمايد. شكلگيري و تكامل مهندسي صنايع و تعامل آن با حوزههاي مرتبط طي سالهاي 1800 تا 1970 باعث تدوين حوزه يا رشتهاي به نام مهندسي صنايع و سيستمها شده است.
اين مطلب ادامه دارد ... |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در دوشنبه 26 آذر1386 و ساعت 17:0 |
|


