|
مراحل اجرای مهندسی ارزش کدامند ؟
براساس تعاریف و برداشتهایی كه از مهندسی ارزش وجود دارد برنامههای كاری متفاوتی برای آن ارائه شده است . برای مطالعه فرایند اجرای مهندسی ارزش متدولوژیی كه بوسیله انجمن مهندسی ارزش آمریكا بیــان شده ، دنبال خواهد شد . طرحریزی این متدولوژی به نحویست كه آنالیز موثر و كارای پروژه را فراهم میكند و توسعه ماكزیمم تعداد راهكار برای نیل به كاركرد مورد نیاز پروژه را فراهم میآورد ؛ متدولوژی شامل سه فاز اصلی میباشد : 1- فاز پیش مطالعه : در این فاز جمعاوری اطلاعات و دادهها انجام میپذیرد . 2- فاز مطالعه : این فاز خود دارای مراحل زیر میباشد : 2-1 فاز ایجاد ( تفكر یا تعمیق ) : این فاز كه محل ارائه ایدهها بر اساس دادههای جمعآوری شده در فاز پیشمطالعه است را بعضا به عنوان فاز طوفان فكری نیز نامیدهاند . این مفهوم به معنای تلاشیست كه با عادات ، روشها و فرضیات محدودكننده و معیارهای مشخص محدود نمیشود . داوری در مورد هریك از ایدهها تا فاز بعدی به تعویق انداخته میشود . لازم به یادآوری است كه هیچ ایدهای بد نیست و جریان آزادی از تفكرات و ایدهها بدون انتقاد از هر ایده وجود دارد . هرچه راهكارهای بیشتری ارائه گردد احتمال بیشتری برای توسعه راهحل بهتر و برجستهتر بوجود میآید . ادبیات مهندسی ارزش در این فاز برای ارائه ایده جدید سوالات زیر را پیشنهاد مینماید : آیا این عملكرد به كلی میتواند حذف شود ؟ آیا بخشی از آن میتواند حذف شود ؟ آیا تكرار وجود دارد ؟ آیا تعداد طولهای مختلف ، رنگها یا تنوع آنها میتواند كاهش یابد ؟ آیا یك بخش به صورت استاندارد میتواند به كار برده شود ؟ آیا این بخش ، بیش از وظیفه مورد انتظار ، كار ارائه میكند ؟ آیا هزینه مواد به كار رفته میتواند كاهش یابد ؟ برای موفقیت در این فاز دو بخش كلیدی وجود دارند : نخست اینكه هدف از این فاز راههای ممكن برای طراحی پروژه نیست بلكه برای توسعه راهكارهای انجام كاركرد انتخاب شده مطالعه است و دوم آنكه یك فرایند ذهنی با تجارب گذشتــه برای نیل به ایدههای جدید تركیب میشود ؛ هدف از پیداكردن تركیبات جدید دستیابی به كاركردهای مطلوب با هزینه كمتر و بهبود عملكرد است . 2-2 : فاز ارزیابی : در خلال فاز ارزیابی ، ایدههای تولید شده در فاز قبلی (فاز ایجاد یا تفكر و تعمق)آنالیز شده و ایدههای مناسب برای بسط بیشتر انتخاب میشود . هدف این فاز ارزیابی راهكارهای پیشنهاد شده ، حذف ایدههای نامناسب و انتخاب بهترین گزینه است . برای كمك به ارزیابی یك ایده فهرستی از سوالات زیر ارائه می گردد ؛ با ارزیابی جوابها قضاوت در مورد هریك از ایدهها ســاده تر خواهد بود : آیا این ایده عمل خواهد كرد ؟ آیا این ایده میتواند با دیگر ایدهها تركیب یا تعدیل شود ؟ پتانسیل صرفهجویی این ایده چه میزان است ؟ احتمال اجرای آن چقدر است ؟ این ایده ممكن است روی چه بخشهایی اثر بگذارد ؟ این ایده ممكن است روی چه كسی اثر بگذارد ؟ آیا این ایده به نسبت ، اعمال تغییرات آتی را آسانتر یا دشوارتر خواهد كرد ؟ آیا همه خواستههای استفادهكننده را ارضا خواهد نمود ؟ 2-3 : فاز توسعه : هدف از فاز توسعه ، مهیاكردن بهترین گزینه برای بهبود ارزش ایده انتخابشده در فاز قبل است . در این فاز به ارزیابی كامل راهكارهای باقیمانده پرداخته و جزئیات ویژه ای همچون هزینه كارفرمائی ، امكان اجرا و اثر آن بر دیگر بخشهای پروژه مورد بررسی قرار میگیرد . در فــــاز توسعه انتظار میرود تیم به طور كامل ایدههای انتخاب شده را توسعه دهد و اطلاعات واقعی و عملی را در مورد هر ایده ارائه دهد . این اطلاعات بایستی شــامل بخشهــای فنـی ، هزینه و برنامهریزی اطلاعات به نحوی باشد كه طراح و كارفرمای پروژه ارزیابی مناسبی از اجرای آن به دست آورند . اطلاعات هر گزینه پیشنهاد شده به طور معمول بایستی شامل موارد ذیل باشد : توصیف و شرح طراحی قبلی و گزینههای پیشنهاد شده . دادههای هزینه و عملكرد ، كه نشاندهنده اختلاف بین طراحی عمومی (قبلی) و طراحی پیشنهاد شده باشد . مقایسه هزینه طول عمر شامل هزینه عملیاتی و ... . برنامه اثرات و بازخور دادههای فنی . پس از لحاظ كردن این موارد است كه تیم باید بهترین ایده را تعیین كند . 2-4 : فاز ارائه : هدف از فاز ارائه دستیابی به توافق و ایجاد تعهد برای طراح و كارفرمای پروژه برای اقدام به اجرای پیشنهاد است . در خلال فاز ارائه ، تیم گزارش مكتوبی در مورد بهترین گزینه(ها) مهیا مینماید و طرح عملیاتی برای ضمانت اجرایی گـزینه انتخاب شده را ارائه میكند . سپس تیم مراحل تصویب آن را برای جلبنظر مسئول مربوطه طی میكند . معمولا گزارش بایستی منعكسكننده یك پیشنهاد كه شامل مباحث لازم برای اطمینان مدیریت از اینكه عملكرد مغایر با اثر موردنظر نیست (قابلیت اجرا دارد) ، اطلاعات فنی و پشتیبانی تكمیل و صحیح است ، پتانسیل صرفه جویی برمبنای آنالیز هزینهها و بهینه بودن تغییرات باشد . معمولا به همراه گزارش مكتوب ، ارائه شفاهی نیز وجود دارد ؛ بیان شفاهی میتواند مبنای قبول پیشنهاد باشد . 3- فاز فرا مطالعه : هدف از این بخش - كه گاهی به عنوان اجرا نیز نامیده میشود - اجرای توصیههایی است كه به عنوان مهندسی ارزش مورد تایید قرار گرفته است و در زمانبندی طرح نهایی لحاظ میشود . در این فاز نظریهها میتوانند واقعی شوند ؛ كارفرما معمولا اجرای ایده انتخاب شده و اهداف گزارش را دنبال مینماید . |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در پنجشنبه 9 آبان1387 و ساعت 6:48 مهندسی ارزش چیست و تاریخچه آن به چه زمانی بازمی گردد ؟
الف - مهندسي ارزش چيست ؟ از ديدگاه انجمن مهندسي ارزش آمريكا مهندسي ارزش روشي سيستماتيك با تكنيكهاي مشخص است كه كاركرد محصول يا خدمات را شناسايي و براي آن كاركرد ، ارزش مالي ايجاد ميكند ؛ به نحوي كه آن كاركرد در كمترين هزينه با حفظ قابليت اطمينان و كيفيت مورد نظر انجام گيرد ؛ به بيان ديگر ميتوان گفت كه مهندسي ارزش يك كوشش سازمانيافته براي تحليل عملكرد سيستمها ، تجهيزات ، خدمـــات و موسسات به منظور نيل به عملكرد واقعي با كمترين هزينه در طول عمر پروژه است كه سازگار با كيفيت و ايمني مورد نظر باشد . مهندسي ارزش يك روش بسيار مهم براي مصرف بهينه بودجه تخصيص داده شده است . ارزش بسيار ساده و در عينحال بسيار پيچيده است . زيرا چيزيست كه مشتري طلب مينمايد . ميلر و هايمان يك پند كليدي در اين باب ارائه نمودهاند : هيچ كس يك محصول را خريداري نميكند ! مشتريان هميشه كاري را ميخرند كه فكر ميكنند كالا براي آنها انجام خواهد داد ؛ به عبارت ديگر مردم به صداي با كيفيت اهميت ميدهند . ب - تاريخچه مهندسي ارزش به چه زماني باز ميگردد ؟ مهندسي ارزش در زمان جنگ جهاني دوم هنگاميكه دستيابي به مواد حياتي دچار مشكل شده بود در صنايع مطرح گرديد . اين مساله ارائه راهكارهاي جايگزين براي مواد و طرحهاي موجود را موجب شد . در سال 1947 لاورنس ديميلز يكي از مهندسين شركت جنرال الكتريك آمريكا (GE) موارد ممكن را مورد ارزيابي قرار داد ؛ او طرحها و روشهاي متعددي براي مقابله با تغييرات آتي بيان كرد و روشي مناسب براي تعيين ارزش يك طرح ارائه داد . به كارگيري اين نظريه در صنايع ، به سرعت در آمريكا فراگير شد و برگشت عظيم سرمايه را به همراه داشت ؛ او اين حركت را آناليز ارزش نام نهاد . پس از آن در اواخر دهه شصت ميلادي ، انجمن مهندسي ارزش آمريكا بنيان گزارده شد و سپس صنايع دفاع ، شركتهاي ساختماني و مراكز صنعتي بتدريج مقرراتي در رابطه با الزام در اجراي مهندسي ارزش تصويب و به اجرا گذاردند ؛ تا جاييكه در اوائل دهه هشتاد ميلادي پيشنهاد اجراي مهندسي ارزش در صنايع دفاعي ، مديريت خدمات عمومي ، خدمات پستي و غيره مطرح و موجب موفقيتهاي چشمگير در كاهش هزينهها در مرحله اجرا گرديد . در حال حاضر ، براساس قوانين مصوب در ايالات متحده ، كليه سازمانهاي اجرايي وابسته به دولت ملزم به ايجاد و بكارگيري روشهاي موثر مهندسي ارزش در پروژههايي هستند كه با سرمايهاي بيش از يك ميليون دلار انجام ميگيرد. در آغاز ، اين تكنيك به نام آناليز ارزش ناميده شد و بعدها به نامهاي ديگري مانند مديريت ارزش ، بهبود ارزش ، كنترل ارزش و خريد ارزش به كار رفته است ؛ نيروي دريايي ايالات متحده امريكا اين نام را به مهندسي ارزش تغيير داد تا بر روي قسمت مهندسي اين متدولوژي نيز تاكيد شود . با وجود تغيير نام ، هدف مهندسي ارزش همانند قبل باقي مانده كه به مفهوم ايجاد كنترل براي مجموع هزينهها در زمينه محصول-خدمات در طول عمر محصول است ، بدون اينكه كيفيت فدا شود و يا قابليت اطمينان خدمات-محصول كاهش يابد . اين واقعيت كه هزينههاي غيرضروري معمولا در محصول و فرايند وجود دارد قابل تامل است ؛ ميلز نتيجه گرفته است كه هزينههاي غيرضروري معمولا ممكن است به علل مختلف از جمله موارد زير باشد : كمبود زمان كافي براي طراحي ، كمبود اطلاعات ، كمبود ايده ، پيشداوريهاي منفي ، كمبود تجربه ، ضعف در روابط انساني ، چندمفهومي بودن ، طراحي و تخمين بالاتر از حد نياز . متدولوژي ارزش ، سازمان را قادر به رقابت موثر و كارا در بازار خواهد كرد ؛ زيرا با بكارگيري مهندسي ارزش سازمان ميتواند به اهداف زير دست يابد : كاهش هزينه ، افزايش سود ، بهبود كيفيت ، افزايش سهم بازار ، انجام كار در زمان كوتاهتر و استفاده كاراتر از منابع . ملاحظه ميشود كه براي به ثمر رسيدن اهداف فوق فرايندي بايد طي شود و امكان نيل به اهداف با نگرش مقطعي تقريبا غيرممكن به نظر ميرسد ؛ از موارد فوق لزوم نگرش سيستمي احساس ميشود . يك سازمان بايستي در كنار كاهش هزينه ، بهبود كيفيت ، افزايش سود ، زمان كمتر ، تخصيص بهينه منابع و غيره را مدنظر داشته باشد ؛ لــذا بــا سيستمي مواجه ميشود كه ارتباط سيال بين عوامل بـــرقرار ميكند و فرايند ارتباطات را در نظر ميگيرد . در مورد اين فرايند كه چرخهاي يكطرفه نيست ميتوان گفت كه بهترين مدل نمايش يك سيستم مهندسـي ارزش ، دياگرام جريان داده ها (DFD) است كه خاستگاه آن فناوري اطلاعات (IT) ميباشد ؛ اگر بتوان مهندسي ارزش را به كمك DFD نمايش داد آنگاه چگونگي ارتباطات اجزاي اصلي و فرعي سيستم و آنچه بين اجزا جاري ميشود به سهولت قابل پيگيري خواهد بود . |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در سه شنبه 9 مهر1387 و ساعت 22:54 |
|


