|
شباهتها و تفاوتهای مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش
در مقاله حاضر به بررسی شباهتها و تفاوتهای مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش اشاره شده است . مدیریت کیفیت جامع (TQM) و مدیریت دانش هر دو از مباحث با اهمیت در دنیای کسب و کار هستند و حتی برخی صاحبنظران بر این باورند که مدیریت دانش جایگزین مدیریت کیفیت جامع به عنوان نسل پس از آن است. در این مقاله پس از مقدمه شرح مختصری از مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش عنوان شده است پس از آن به شرح شباهتها و تفاوتهای آنها پرداخته شده است. شباهتهای بسیاری می توان میان مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش یافت که در این مقاله به این موارد اشاره شده است. نتیجه محور بودن، مدیریت مبتنی بر افراد ، کار تیمی ، رهبری ، خشنود کردن مشتریان و توجه به فرهنگ سازمانی . از سوی دیگر این تفاوتها نیز میان این دو مقوله مشاهده می شود : بهبود مستمر ، مدیریت بر مبنای حقیقت ، چرخه حیات و ابزارها که در مقاله به طور مبسوط شرح داده شده است.
مقدمه بر اساس دیدگاه های نوین صاحبنظران، مدیریت دانش یک موضوع سازمانی است که در تلاش برای تحت کنترل در آوردن ظرفیتهای معنوی و نامشهود و تجارب و مهارت های کارکنان است . امروزه برخی از صاحبنظران بر این باورند که رویکرد مدیریت دانش در حال جایگزینی با TQM به عنوان یک ابزار اندازه گیری و سنجش در رویکرد کیفیت است . (Adamson,2005,p.987) در ادامه مطلب به شرح موضوع می پردازیم. ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در سه شنبه 5 خرداد1388 و ساعت 11:48 دلایل اهمیت مدیریت دانش
برخورد هوشمندانه با منابع دانش ، عاملی موثر و مهم در موفقیت سازمانها به شمار میرود . در این بحث بصورت خلاصه عواملی را كه بر اهمیت مدیریت دانش دلالت مینمایند را بیان می نماییم . در بیان دلایل اهمیت مدیریت دانش به موارد زیر را مورد توجه قرار میدهیم : 1- دانش موتور تولیدكننده درآمد است . 2- دانش یك دارایی مهم و استراتژیك سازمانیست . 3- رشد روزافزون مشاغلی كه بر پایه ایجاد و استفاده از دانش قرار دارند . 4- همگرایی فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و ظهور ابزارهای نوین در این زمینه . 5- كاهش شكاف علمی - اقتصادی میان كشورهای غنی و فقیر . 6- اشتغالزایی ؛ بگونهاییكه به عنوان نمونه ، در سال 2002 هشتاد درصد شاغلان در پستهای مرتبط با دانش ، در كارهای خدماتی سازمانهای پیشرفته ، مشغول به كار بودهاند . 7- ایجاد ارزش افزوده قابل توجه با بكارگیری مدیریت دانش . و اما نبود مدیریت دانش در سازمان ، مشكلات و زیانهایی نظیر موارد ذیل به همراه خواهد داشت : 1- عدم وجود نشانههای ابداع و ابتكار . 2- عدم اولویتبندی و استفاده از انواع دانش . 3- عدم مشاهده دانش خارجی . 4- عدم جذب دانشگرهای جدید . 5- عدم استفاده از مدیریت سیستمهای اطلاعاتی . 6- مخفی و سیاسی كردن اطلاعات . 7- ایجاد شكاف در سازمان در نتیجه ایجاد فاصله كارشناسان . 8- احتكار دانش به جای ازدیاد آن . 9- فراموش شدن موارد مهم و اساسی سازمان . 10- استفاده محدود از دانشهای موجود . 11- نبود مستندات در خصوص تجربیات به دست آمده . 12- سیستم انگیزشی نامناسب برای تسهیم دانش و توسعه آن . و بسیاری موارد اینچنینی دیگر كه بر اهمیت بكارگیری مدیریت دانش دلالت نمودهاند . |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 و ساعت 16:42 مدیریت دانش چیست ؟
كمی بیش از ده سال از عمر ابداع مفهوم كلی مدیریت دانش میگذرد و در این مدت ، تعاریف گوناگونی در این خصوص ارائه گردیده كه هر یك ابعادی از این موضوع را نمایش میدهند . در اینجا به بیان مهمترین این تعاریف میپردازیم : - مدیریت دانش ، كسب دانش درست برای افراد مناسب در زمان صحیح و مكان مناسب است ، بهگونهایكه آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان ، بهترین استفاده را از دانش ببرند . (پترش) - مدیریت دانش ، بنایی سنجیده ، صریح و اصولی برای تجدید و استفاده از دانش در جهت افزایش تاثیر و بازگشت دانش مربوط به سرمایه دانشی است . (ویگ) - مدیریت دانش ، شامل مراحل تسخیر اجتماع دیدگاههای خبرگان و متخصصان یك شركت در هر جاییكه باشند (در بانك اطلاعاتی ، بر روی كاغذ و یا در اندیشه نیروها) و پخش آن در هر جاییكه به سود بیشتری بینجامد ، میباشد . (هی بار) - مدیریت دانش ، با تجزیهوتحلیل و شناسایی دانش لازم و سودمند درگیر بوده و در پی برنامهریزی چندبعدی و كنترل مناسب در توسعه سرمایههای دانش ، در جهت برآورده كردن اهداف سازمانیست . (مكنتاش) - مدیریت دانش ، خطمشیهای اصولی را برای یافتن ، درك كردن و استفاده از ارزش و ایجاد ارزش ، معین مینماید . (ادل) - مدیریت دانش ، رسمیسازی و دسترسی به تجربه ، دانش و دیدگاههای استادانه را كه قابلیتهای جدید ، قدرت كارایی بالاتر ، تشویق نوآوری و افزایش ارزش مشتری را در پی داشته باشند ، هدف قرار میدهد . (بكمن) - مدیریت دانش ، دانستن ارزش دانش ، فهم اطلاعات سازمان ، استفاده از سیستمهای تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات به منظور حفظ ، استفاده و كاربرد دوباره دانش میباشد . (مدیریت اسناد ، OIC) - مدیریت دانش ، مدیریت اطلاعات و داده به همراه مهار تجربیات ضمنی و نهایی افراد جهت تسهیم ، استفاده و توسعه توسط سازمان است كه به بهرهوری بیشتر سازمان منجر میگردد.(KMTOOL) - مدیریت دانش ، برای برآوردهسازی نیازهای سازمانی از قبیل سازگاری ، بقا و توانایی منحصر بفرد در برابر تغییرات پیوسته و روزافزون میباشد . مدیریت دانش شامل فرایندهای سازمانی است كه به دنبال پیوستن و نیروزایی ظرفیتهای عملیاتی اطلاعات ، دادههای تكنولوژیهای اطلاعاتی و ظرفیت نوآوری و خلاقیت انسان میباشند . (شبكه بیزتك) لازم است تا به مدیریت دانش به عنوان یك طرح مدیریتی یكپارچه نگریسته شود كه بر هدفهای استراتژی تمركز دارد ، بر محورهای كسب و كار حركت مینماید و از تكنولوژی اطلاعات یاری میگیرد . در مدیریت دانش میباید كلنگری مدنظر قرار گیرد ؛ بدین معنا كه نظریهپردازی صرف ، بدون در نظر گرفتن نحوه كاربرد آن در عمل ؛ یا به عكس ، تنها توجه به عمل و تمركز بر یك مساله خاص ، هر دو كلنگری در خصوص مدیریت دانش را تضعیف مینمایند . با ارائه تعریف جامع ذیل كه متمركز بر انسان ، ساختار و فناوری بوده و كاربردی نیز میباشد ، این گام را به پایان میبریم : مدیریت دانش ، فرایند كشف ، كسب ، توسعه و ایجاد ، نگهداری ، ارزیابی و بكارگیری دانش مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است كه از طریق ایجاد پیوند میان منابع انسانی ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت پذیرد . |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 و ساعت 7:41 دانش چیست ؟
غالباً در حوزههای گوناگون علمی ، هر واژه با توجه به شرایط استفاده از آن ، به گونهای خاص معنا میشود ؛ این موضوع برای دانش نیز صادق میباشد . با وجود آنكه واژه دانش در فلسفه ، روانشناسی و جامعهشناسی نیز معانی خاص خود را دارد - كه تلفیقی كاربردی از آنها در مدیریت دانش نیز به كار برده شده - اما تاكنون مفهومشناسی در رابطه با واژه دانش در مدیریت به شكلی فراگیر صورت نپذیرفته است . (Wiegard,1996) در هر حال ، آنچه مسلم است آنست كه میتوان با آشنایی با تعاریف گوناگون ، ابعاد و مصادیق این امر را بیشتر شناخت و آن را بهتر به كار گرفت . در این گام برآنیم تا با ارائه تعاریف گوناگون از دانش و نیز مدیریت دانش در گام آتی ، ابعاد و دیدگاههای ارائه شده در این زمینه بهتر شناخته شود . تعریف دانش : دامنه تعاریف ارائه شده در مورد دانش ، از كاربردی تا مفهومی و فلسفی و از نظر هدف ، محدود تا گسترده را شامل میشود . برخی تعاریف دانش به شرح زیرند : - دانش ، اطلاعات كاربردی و سازماندهی شده برای حل مسائل است . (ولف) - دانش ، اطلاعاتی سازماندهی و تجزیهوتحلیلشده است كه میتواند قابلدرك و نیز كاربردی برای حل مساله و تصمیمگیری باشد . (تورین) - دانش ، شامل حقایق و باورها ، مفاهیم و اندیشهها ، قضاوتها و انتظارات ، متدولوژی (روششناسی) یا علم اصول و نحوه انجام فنون است . (ویگ) - دانش ، مجموعهای از نگرشها ، تجربیات و مراحلیست كه به صورت درست و صحیح ، كنار یكدیگر قرار گرفتهاند ؛ ازینرو راهنمای مناسبی برای افكار ، رفتارها و ارتباطات میباشد . (روم.ون دراسپك و اسپیكروت) - دانش ، استدلال در باب اطلاعات و دادهها برای دستیابی به كارایی ، حل مسائل ، تصمیمگیری ، یادگیری و آموزش است . (بكمن) - دانش سازمانی ، اجتماعی از سرمایههای متمركز انسانی ، سرمایههای استعدادهای فكری و سرمایههای ساختار میباشد . (بروكینگ) - دانش سازمانی ، به اطلاعات پردازش شده و جاسازی شده از جریانات عادی و مراحلی كه قابلیت اقدام دارند و نیز دانش به دست آمده به وسیله سیستمهای سازمانی ، مراحل ، تولیدات ، قوانین و فرهنگ اطلاق میگردد . تعاریف فوق و مفاهیم بكار رفته در آنها به خوبی بیانگر نقش پراهمیت دانش در برنامهریزیها ، تصمیمگیریها و پیادهسازی راهكارها در راستای حل مسائل گوناگون میباشند و این خود ، توجه ما را به موضوع مدیریت دانش معطوف میدارد. |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در یکشنبه 23 فروردین1388 و ساعت 12:41 |
|


