|
با متدولوژی مهندسی معکوس آشناتر شویم.
مهندسی معكوس یكی از روشهاییست كه شركتها با بكارگیری آن ، فرایند تكوین محصول خود را سرعت میبخشند . این روش بویژه در كشورهای درحالتوسعه كه از نظر دانش طراحی محصول و فناوری تولید عقبتر از كشورهای پیشرفته هستند ، پاسخی به افزایش توان طراحی و تسریع فرایند تكوین است . ایجاد یك روش منطقی و سیستماتیك برای تعیین میزان كمبود اطلاعات فنی برای پشتیبانی از تولید یك محصول و سپس انجام یك كار تیمی منسجم برای تكمیل این اطلاعات ، مجموعه عملیاتی است كه در فرایند مهندسی معكوس بوقوع میپیوندد . سطحی از اطلاعات فنی موردنیاز كه كلیه تلاشها در راستای تشخیص میزان كمبود آن و سپس رفع این كمبود اطلاعاتی است ، بسته اطلاعات فنی (Technical Data Package) نامیده میشود . به رغم ظرافت و نیاز به دقت بسیار زیاد در مهندسی معكوس ، كاهش زمان عملیات امری بسیار مهم در این زمینه است . در اینجا شرح مختصری از فرایند كلی مهندسی معكوس و متدولوژی آن بیان میكنیم : مرحله اول - تجزیهوتحلیل عملكردی - اقتصادی : این فعالیت شامل 2 بخش است : الف - هدفگذاری و جمعآوری اطلاعات : در این مرحله توسعه محصول ، رفع عیب محصول و خودكفایی معرفی و سپس هدف از انجام پروژه درمورد هر یك تبیین میشود . هدف از فاز جمعآوری اطلاعات این است كه كلیه مستندات جمعآوری شده و تولید اطلاعات و مستندات فنی در حین اجرای مهندسی معكوس آسان گردد . با روشهایی چون شناسایی موارد مشابه ، جمعآوری اطلاعات در زمینه تولیدكنندگان و مورد بررسی قراردادن قطعات و مجموعههای مونتاژی یك سطح بالاتر كه اطلاعات موجود در مورد عوامل خروجی و ورودی ، قطعات مجاور و مصرف نهایی را مشخص می سازد ، مشخصات و توضیحات مربوط به خرید قطعات ، فهرست قطعات و شماتیكها كه اطلاعات اولیه برای بررسی پیكربندی یك قطعه و یا یك مجموعه را در اختیار قرار میدهند ، میتوان بسته اطلاعات فنی را بدست آورد . طبیعی است كه با طبقهبندی سطح اطلاعاتی در فرایندهای مهندسی ، این فعالیت جامعتر و سیستماتیكتر انجام میشود و از دوبارهكاریهای احتمالی جلوگیری و در هزینهها صرفهجویی به عمل خواهد آمد . ب - ارزیابی اطلاعات و برنامهریزی : هدف از انجام این فاز ، مشخص كردن سطح اطلاعات ناقص موردنیاز و نیز تخمین هزینه انجام مهندسی معكوس است . باتوجه به این سطح تخمین زده شده ، برآوردهای اولیه روی تخصصها ، آزمایشات ، تجهیزات و مواردی ازین دست برای اجرای مهندسی معكوس صورت میگیرد و پس از تخمین هزینه ، تخصیص منابع و برآورد زمان معقول برای تولید این اطلاعات در جهت كامل كردن بسته اطلاعات فنی ، نمودار گانت اجرایی پروژه ارائه میشود و یك نقشه برای روند كار حاصل میآید . مرحله دوم - آنالیز عملكرد و دمونتاژ مورد : هر مـــوردی میتواند متشكل از چند جزء (مكانیسمها و اجزای مختلف) باشد كه هر یك وظیفه خاصی را بر عهده دارند و برایند آنها وظیفه موردنظر را برای مورد بوجود می آورد . در این مرحله از فرایند ، تیم مهندسی معكوس باید بتواند پارامترها و مشخصههای مهم ورودی و خروجی هر جزء را شناسایی كند ؛ پس از شناسایی اجزاء و ورودی و خروجیهای آن (با استفاده از قضاوت مهندسی ، طراحی آزمایشات ، شبیهسازی رایانهای و ...) باید عملكرد اجزاء با مدارك فنی موجود ممیزی شود تا مغایرتهای آن مشخص شود (فاز FCA یا ممیزی عملكرد فنی اجزاء) . در ادامه اطلاعات فنی موردنیاز اجزاء ازطریق آزمایش استخراج میشود (فاز PCA یا ممیزی فیزیكی اجزاء) . تفكیك و مونتاژ اجزاء ، درصورتیكه قابلتجزیه به اجزای سطح پایینتر باشند میتواند تا رسیدن به سطح قطعه ادامه یابد تا اینكه یك سطح برای مونتاژ بیان شود . درتفكیك بایـــد وظیفه عملكردی اجزای پایینتر شناسایی شود تا ممیزی عملكرد فنی اجزاء و ممیزی فیزیكی اجزاء بر روی آنها نیز صورت گیرد . در انتهای این مرحله بستههای اطلاعات فنی كه طی عملیات ممیزی عملكرد فنی اجزاء و ممیزی فیزیكی اجزاء ایجاد و تكمیل شدهاند پس از صحهگذاری ، اطلاعات لازم درباره تهیه نقشههای سطح یك (كه چگونگی حركت مكانیسمها و انتقال عملكرد به اجزای دیگر را كاملا مشخص می كنند) را فراهم خواهندآورد . مرحله سوم - آنالیز سختافزاری و نرمافزاری : این فعالیت كه مهمترین بخش مهندسی معكوس است شامل موارد زیر است : الف) آنالیز مواد : با آنالیز شیمیایی و متالورژیك ، مطالعه لایههای سطحی ، اندازهگیری خواص مكانیكی ، بررسیهای ساختاری و عیوب انجام میگیرد . ب) بررسی فرایند ساخت : باتوجه به نوع سطوح فیزیكی در قطعه ، فرایند ممكن برای تولید این سطوح ، بررسی تنشهای سطحی و ساختار میكروسكوپی و اندازه گیری بعضی از ویژگیهای غیـــربحرانی مانند صافی سطح كه به طور فرعی در تشخیص فرایند ساخت كمك می كند ، انجام میشود . ج) آنالیز ابعادی : كه مشتمل بر مراحلی چون اندازهگیری ابعادی ، آنالیز تلرانس و آنالیز حساسیت است . د) آنالیز الكتریكی - الكترونیكی درصورت نیاز : باتوجه به مشخصههای خروجی مدار ، مسیر مدارها ، مواد ، روشهای زدودن پوششها ، اتصالات موردنیاز برای تولید مجدد مورد بررسی قرار میگیرند . نتایج حاصل از این قسمت در نقشههای سطح دو ثبت و ترسیم می شوند . مرحله چهارم - بهبود محصول و آنالیز ارزش : با استفاده از اطلاعات جدید تهیه شده هنگام فرایند و انجام بازنگری مهندسی ارزشی در كاندیداهای درنظر گرفته شده برای مهندسی معكوس ، میتوان برخی از حوزههای پرهزینه مثل عیوب طراحی ، طراحی اضافی ، عملكرد بهبود ، محدودیتهای بیش از حد در مورد تلرانسها ، نیازمندیهای بیش از اندازه برای عملكردها و مواردی این چنینی را آشكار و آنها را قبل از تكمیل فرایند اصلاح كرد . مرحله پنجم - برنامهریزی فرایند تولید و تهیه ملزومات تضمین كیفیت : در این مرحله كلیه بستههای اطلاعاتی كه تاكنون كامل شده از دیدگاه قابلیت تولید و فرایندهای ساخت موردتوجه قرار میگیرند ؛ به طور خلاصه خروجی این مرحله به ایجاد نقشههای سطح سه منجر میشود كه ملزومات ضروری و موردنیاز واحدهای طراحی ، مهندسی ، ساخت و كنترل كیفیت را برای دستیابی یا ساخت آیتم موردنظر شامل میشود . به طوركلی نقشههای سطح سه نتیجه فرایند مهندسی معكوس بوده كه شامل كلیه پارامترهای مستندسازی شده لازم جهت تولید یك آیتم خواهند بود و هدف از انجام آن تصدیق و تایید دقت بسته اطلاعات فنی برای پشتیبانی از تولید قطعات است تا از این طریق اطمینان كافی از صحت و دقت و كامل بودن نقشهها و مشخصههای ایجاد شده توسط فرایند مهندسی معكوس حاصل شود . مرحله ششم - تهیه مستندات نهایی : درهنگام ساخت و تست محصول تولیدی در فاز تولید نمونــــه ، بسیاری از نقشههای مهندسی و رویههای تست چندین بار بازنگری و اصلاح میشوند كه تمام سطوح بازنگری شده از سطح صفر تا آخرین نتایج باید در بسته اطلاعات فنی قرار داده شوند ؛ با اضافه شدن اطلاعات بدست آمده از بازرسیها و اطمینان كیفیتِ نمونههای تولید شده به بسته اطلاعات فنی ، یك بستـــه اطلاعات فنی كامل شده بدست میآید و پس از مطابقت با استانداردهای بستههای اطلاعات فنی ، در انتها یك بسته اطلاعات فنی نهایی كامل در ارتباط با محصول كه هدف فراینـــــد مهندسی معكوس است ، بدست میآید . |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 11:13 مهندسی معکوس چیست ؟
بيشك شناخت محصول و درك عوامل موثر در مشخصههاي آن ، اولين پيشنياز بهبود كيفيت و نوآوري است كه لازمه آن درك مهندسي از مباني عملكردي قطعه است . اين روش ، روش پذيرفتهشدهاي براي كشورهاي در حال توسعه بشمار ميرود . در اين فرايند ابتدا ميزان كمبود اطلاعات فني براي پشتيباني از توليد يك محصول معين ميشود ؛ سپس با انجام يك كار تيمي منسجم ، متشكل از متخصصان و محققان رشتههاي مختلف علوم پايه به همراه مديريت و سازماندهي مناسب تشكيلات تحقيقاتي و توسعهاي (R&D) سعي ميشود مدارك و نقشههاي خاص طراحي محصول به دست آيد ؛ با درنظر گرفتن مشخصات ، هدف و شرايط طراحي محصول ، استانداردهاي ملي و رايج و همچنين پوشش دادن نقاط مجهول و ناشناخته سعي ميشود مراحل نمونهسازي و نيمهصنعتي و در صورت لزوم ساخت و توليد محصول ، انجام گردد . براي مثال هنگاميكه يك خودرو به بازار ميآيد رقيبان آن شركت توليدي ، مدلي از خودرو را تهيه كرده و آن را جداسازي ميكنند (Disassembling) تا طرز كار و چگونگي ساخت آن را ببينند و از تكنيكهاي آن در توليدات خود استفاده كنند ؛ يا در مهندسي راه و ساختمان از طرح پلها و ساختمانهاي قديمي كه هنوز پابرجا باقي ماندهاند كپي گرفته ميشود و در مورد چگونگي ساخت آنها ، مواد اوليه استفاده شده و علل سالم ماندن آن تحقيق ميشود تا در طرحهاي خود براي استحكام بيشتر استفاده كنند . در بعضي موارد طراحان ، شكلي از ايدههايشان را با استفاده از گچ ، سفال و ... نشان ميدهند (ساخت ماكت) كه نيازي به اندازهگيري دقيق ندارد ؛ اين در حاليست كه مدل كامپيوتري (CAD) نياز به اندازهگيري دقيق قسمتهاي مختلف دارد و تا زماني كه اين اندازهها دقيق نباشند وارد كردن آن در CAD بسيار دشوار و حتي ناممكن است ؛ زيرا هيچ تضميني وجود ندارد كه مدل ارائه شده در CAD و مدلهاي ساخته شده بعدي با مدل اوليه مطابقت داشته باشند . مهندسي معكوس راه حلي براي اين مشكل دارد : از نطر مهندسي معكوس در اين حالت مدل فيزيكي يك منبع اطلاعاتي مناسب براي مدل CAD است . در اين حالت با استفاده از ابعاد سهبعدي و اسكنرهاي ليزري و سطحنگارها با در نظر گرفتن ابعاد فيزيكي ، جنس ماده تشكيل دهنده و ديگر جنبهها يك مدل و الگوي پارامتري بدست ميآيد ؛ سپس اين مدل به CAD فرستاده ميشود و تغييرات نهايي روي آن انجام ميشود و سپس به دستگاههاي برش و توليد (CAM) فرستاده ميشود كه CAM اين قسمت فيزيكي را توليد مينمايد . پس ميتوان گفت كه مهندسي معكوس با كالا آغاز ميشود و به فرايند طراحي ميرسد و اين دقيقا مخالف مسير روش توليد (Product Definition Statement = PDS) است و به همين علت آن را مهندسي معكوس ناميدهاند . به وسيله اين روش بيشترين اطلاعات ممكن درباره ايدههاي مختلف طراحي كه براي توليد يك كالا استفاده ميشود بدست ميآيد . بدين وسيله هم ميتوان كالا را دوباره توليد كرد و هم ميتوان از ايدههاي مفيد آن براي توليد كالايي جديد بهره برد . همين امر باعث شده كه مهندسي معكوس به يكي از شاخههاي مهم مهندسي تبديل گردد و همواره نگاهها به سوي توليدات وارد شده به بازار جلب شود . |+| نوشته شده توسط شهاب احمدی در یکشنبه 18 فروردین1387 و ساعت 0:4 |
|

