مدیریت امور كاركنان حوزهای است كه به اندازه كل حوزه مدیریت قدمت دارد اما به طور طبیعی دستخوش تغییر و تكامل شده است. نقطه عطف این تغییر و تكامل جایی است كه به جای مدیریت كاركنان ، مدیریت منابع انسانی مطرح میشود . مدیریت منابع انسانی علاوه بر دارا بودن مبانی و مفاهیم مدیریت كاركنان ، رویكردهای كلیتر و جدیدتری را در مدیریت نیروی انسانی در نظر میگیرد .
تعاریف گوناگونی از مدیریت منابع انسانی ارائه گردیده كه در ذیل به پارهای از آنها اشاره می نماییم :
مدیریت منابع انسانی معطوف به سیاستها ، اقدامات و سیستمهایی است كه رفتار ، طرز فكر و عملكرد كاركنان را تحت تاثیر قرار میدهند (نو و دیگران ،2000) .
مدیریت منابع انسانی عبارتست از رویكردی استراتژیك به جذب ، توسعه ، مدیریت ، ایجاد انگیزش و دستیابی به تعهد منابع كلیدی سازمان ؛ یعنی افرادی كه در آن یا برای آن كار میكنند (آرمسترانگ ،1993) .
مدیریت منابع انسانی فرایندی شامل چهار وظیفه جذب ، توسعه ، ایجاد انگیزش و نگهداشت منابع انسانی است (دی سنزو و رابینز ،1988) .
مدیریت منابع انسانی یعنی مدیریت كاركنان سازمان (اسكارپلو و لدوینكا ،1988).
مقصود از مدیریت منابع انسانی ، سیاستها و اقدامات موردنیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است كه با جنبههایی از فعالیت كاركنان وابستگی دارد ؛ به ویژه برای كارمندیابی ، آموزش دادن به كاركنان ، ارزیابی عملكرد ، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای كاركنان سازمان ؛ به عنوان نمونه این سیاستها و اقدامات دربرگیرنده موارد زیر میشود :
-
تجزیه و تحلیل شغل (تعیین ماهیت شغل هر یك از كاركنان) .
-
برنامهریزی منابع انسانی و كارمندیابی .
-
گزینش داوطلبان واجد شرایط .
-
توجیه و آموزش دادن به كاركنان تازه استخدامشده .
-
مدیریت حقوق و دستمزد (چگونگی جبران خدمت كاركنان) .
-
ایجاد انگیزه و مزایا .
-
ارزیابی عملكرد .
-
برقراری ارتباط با كاركنان (مصاحبه ، مشاوره و اجرای مقررات انضباطی) .
-
توسعه نیروی انسانی و آموزش .
-
متعهد نمودن كاركنان به سازمان .
عوامل موثر بر مدیریت منابع انسانی به دو گروه زیر تقسیم میشوند :
1- عوامل بیرونی
1-1- قوانین و مقررات
1-2- بازار نیروی كار
1-3- فرهنگ جامعه
1-4- سهامداران
1-5- رقابت
1-6- مشتریان
1-7- فناوری
2- عوامل درونی
2-1- اهداف اساسی یا رسالت سازمان
2-2- خطمشیها
2-3- جو و فرهنگ سازمانی